تبادل کتاب  
     
 
زادروز شاعر معاصر- سهراب سپهری  
     
 
مسابقه پیامکی کتابخوانی هفته دفاع مقدس  
     
 
روز شعر و ادب فارسی  
     
 
اخبار/مقالات  
     
 
اخبار/مقالات  
     
 
اخبار کتابخانه  
     
 
کتاب های الکترونیکی  
 
ادبی
13 داستان از جلال ال احمد.pdf
25 داستان باستانی.pdf
72 داستان کوتاه.pdf
ابو سعید و بقال فضول.pdf
ارغوانی بر خاکریز- موسوی گرمارودی.pdf
از آسه مایی تا دماوند- سفرنامه.pdf
از قماش خروس بودن- طنز.pdf
اشعار سهراب سپهری.pdf
اصول کلی در نوشتن داستان کوتاه.pdf
افکار منفی- فاطمه شعیبی.pdf
الهی نامه عطار نیشابوری.pdf
امیر ارسلان.pdf
ایین نگارش مکاتبات اداری.pdf
با بچه های ده خودمان.pdf
بز ریش سفید- صمد بهرنگی.pdf
بافته های رنج- محمد علی افغانی.pdf
برگزیده لغات کلیله و دمنه.pdf
بوستان سعدی.pdf
جوی و دیوانه و تشنه.pdf
پادشاهی گستاسب و ظهور زرتشت.pdf
پارسی را پاس بداریم.PDF
چهل داستان- احمد زاهری.pdf
چهل تکه- مسلم شوبکلایی.pdf
چرند و پرند- علی اکبر دهخدا.pdf
حلاج پارسی چه گفت.pdf
حکایتهای گلستان سعدی به قلم روان.pdf
خیام و این جام فرسوده.pdf
داستانها و پیامهای عطار در منطق الطیر و الهی نامه.pdf
داستانهای زنان- جلال آل احمد.pdf
داستانهای شیرین ایرانی.pdf
در این بن بست -شاملو.pdf
در ولایت هوا- هوشنگ گل شیری.pdf
دستنوشته های یک کودک فهیم- امیر مهدی ژوله.pdf
دستور سخن.pdf
دیوان اشعار اقبال لاهوتی (1).pdf
دیوان اشعار اقبال لاهوتی (2).pdf
دیوان حافظ.pdf
دیوان رودکی.pdf
دیوان قصاید فرخی سیستانی.pdf
دیوان قصاید و غزلیات نظامی گنجوی.pdf
دیوان کامل فروغی بسطامی.pdf
دیگر کسی صدایم نزد.pdf
رستم وسهراب.pdf
زبان شناسی همگانی.pdf
سفر شک و سؤال در شیوه داستان.pdf
سفرنامه ابن فضلان.pdf
سمک عیار 1.pdf
سمک عیار 2.pdf
سه تار- جلال آل احمد.pdf
شاهنامه- داستان جمشید و سیمرغ.pdf
شاهنامه- داستان سیاوش.pdf
شرح نامه های حافظ.pdf
شکوه زن بودن.pdf
صد پند عبید زاکانی.pdf
ضرب المثلهای ایرانی.pdf
طرحی نو در اصلاح نگارش خط فارسی.pdf
عشاقنامه عبید زاکانی.pdf
غزلیات سعدی.pdf
فال حافظ.pdf
فرزند سیمرغ- مولوی بلخی.pdf
فرهنگ فارسی عمید.pdf
فرهنگ واژه های تورکی در کوردی.pdf
قابوس نامه.pdf
قصاید هاتف اصفهانی.pdf
مثنوی معنوی.pdf
کابوس آبی- مهناز پارسا.pdf
کتاب شواهد النبوه مولوی جامی.pdf
کلیات سعدی.pdf
کلیات شیخ بهایی.pdf
کلیات عبید زاکانی.pdf
گزیده ای از کتاب مسطاب لطلئف الطوائف.pdf
گفتار شورانگیز فردوسی.pdf
گلستان سعدی.pdf
گلچینی از غزلیات ناب ایرانی.pdf
مجموعه داستانهای صمد بهرنگی.pdf
معنا شناسی.pdf
مقايسه بهرام گور در شاهنامه و هفت پيكر.pdf
منتخبات کلیات شمس تبریزی.pdf
منشأ ضرب المثل ها و فاید ه شان.pdf
موش گرسنه- صمد بهرنگی.pdf
نگین های ارغوانی -مجموعه شعر.pdf
نیش خندها و ریشن خندها- صمد بهرنگی.pdf
هشت داستان از نویسندگان جدید ایرانی -1.pdf
هشت داستان از نویسندگان جدید ایرانی -2.pdf
هشت داستان از نویسندگان جدید ایرانی -3.pdf
هشت داستان از نویسندگان جدید ایرانی -3.pdf
هفت بزم بهرام گور.pdf
هفت داستان کوتاه- عرفان نظر آهاری.pdf
هفت قصه- احمد سواد کوهی.pdf
واژه شناسی.pdf
واژه نامه پارسی سره.pdf
وصیت نامه.pdf
آموزش
آموزش تبدیل مبنا.pdf
پارسی را پاس بداریم.PDF
صفر کیلومتر- آموزش نویسندگی.pdf
نجات دهنده در آیینه است. انتخاب رشته دانشگاه.pdf
کتاب جامع آشنایی با رشته های مختلف دانشگاهی و موقعیت های شغلی.pdf
و آنگاه که امتحان نهایی سکوی پرتاب شما می شود.pdf
ایین مطالعه و یادگیری.pdf
تحلیل درخت خطا.pdf
ترسیم نقشۀ مطالعات میان رشته ای.pdf
راز انتخاب- انتخاب رشته.pdf
نظام آموزشی ایالات متحده امریکا.pdf
نظام آموزشی جمهوری اسلامی ایران.pdf
داستان
10 داستان کوتاه از فرانتس کافکا.pdf
100 سال تنهایی- گابریل گارسیا.pdf
آتش از آتش-د جمال میرصادق.pdf
آخرین دروازه فصل 1.pdf
اتود در قرمز لاکی.pdf
احتمالا گم شده ام.pdf
ارام عشق.pdf
ارزو.pdf
اسارت عشق.pdf
اشک.pdf
افتخار فراموش شده.pdf
افسانه هایی از بومیان استرالیا.pdf
افسانه شین.pdf
افسانه های کردی.pdf
افسون عشق.pdf
الهه ناز- جلد 1.pdf
الو الو اینجا پلیس.pdf
الیور تویست.pdf
اما- جین آستن.pdf
انسیه خانوم.pdf
انقلاب علیه جرجیو و شکوفه.pdf
ایستگاه بعدی میدان راه اهن.pdf
ایستگاه زرد.pdf
با من باش.pdf
بابا لنگ دراز.pdf
بازمانده روز.pdf
بازگشت به شهر زمرد.pdf
بازی سرنوشت.pdf
بازیگوشیهای کلاغ.pdf
باغ بلور.pdf
بالتازار و بلموندا.pdf
باله دریاچه قو.pdf
بخواب زیبای من.pdf
برنده تنهاست- پائولو کوئیلو.pdf
بنفشه سفید.pdf
به دست بیارش و نگه دارش.pdf
بهترین داستان دنیا.pdf
بوسه فرشته ها- مسلم شوبکلایی.pdf
بچه های انقلاب- هانسکی.pdf
بی ستاره.pdf
بی گناه محکوم شدیم.pdf
بیرون پشت در.pdf
بیلی بگیت.pdf
بیگانه- آلبر کامو.pdf
پرتقال کوکی.pdf
پریچهر- م مؤدب پور.pdf
تنها راه ممکن.pdf
جاده عشق.pdf
جادوی سرخ.pdf
جانباز کاباره.pdf
جانوران شگفت انگیز-جی.کی.رولینگ.pdf
جایی میان افتاب و سایه.pdf
جزیره گنج.pdf
جغد سفید.pdf
جنایات و مکافات.pdf
جیمز باند-قتل در کشتی.pdf
پنج هفته در بالن- ژول ورن.pdf
پکوپن زیبا- ویکتور هوگو.pdf
چاقوی شکار.pdf
چمنزارهای بهشت- جان اشتاین بک.pdf
چهل قانون عشق.pdf
چون رود جاری باش- پائولو کوئیلو.pdf
حسین کرد شبستری.pdf
حضرت نوح.pdf
حماسه البرت شووارت.pdf
حماسه یاسین.pdf
خواب صبوحی و تبعیدیها.pdf
خواب و خاموشی.pdf
دادرسی.pdf
داستان دو شهر- چالز دیکنز.pdf
داستان نازنین.pdf
داستان کوتاه-همراه.pdf
داستاه های عامیانه کره.pdf
دایره های کبود.pdf
دختر برفها.pdf
دختر فقیر، قلب پاک 1.pdf
دختر فقیر، قلب پاک 2.pdf
دخترک.pdf
دختری به نام گلی.pdf
در فاصله آژیرها- مسعود خیام.pdf
در فرانسه چه دیدم.pdf
درخت زندگی.pdf
درنده تاریک شب.pdf
دروغی که تمام زندگیم بود.pdf
دزیره.pdf
دلاوران بی شمشیر می جنگند.pdf
دهانی ندارم و باید جیغ بکشم.pdf
پنج هفته در بالن- ژول ورن.pdf
پکوپن زیبا- ویکتور هوگو.pdf
چاقوی شکار.pdf
چمنزارهای بهشت- جان اشتاین بک.pdf
چهل قانون عشق.pdf
چون رود جاری باش- پائولو کوئیلو.pdf
راز آلن.pdf
راز خانم مارپل.pdf
ربه کا.pdf
روح سرگردان.pdf
رکسانا- م مؤدب پور.pdf
سالار مگس ها.pdf
سفال شکسته.pdf
سفر به ماه- ژول ورن.pdf
سه داستان واقعی.pdf
سه نفر انتخاب می شوند.pdf
شرف راهزن.pdf
صنم پرست.pdf
طنز- پخمه.pdf
عصیان- ویکتور هوگو.pdf
عکاس با معرفت.pdf
عشق خاموش.pdf
عملیات پرش بلند.pdf
عصر بیگناهی.pdf
غروب خروشخوان.pdf
غیب شدن فیل.pdf
فراموشی.pdf
فرودگاه.pdf
فیل- الکساندر کوپرپن.pdf
قابله سرزمین من.pdf
قاتل در جستجوی سپر بلایی مناسب.pdf
قبیله عشق.pdf
قصه عشق.pdf
قصه ما به سر رسید.pdf
قصه ما همین بود.pdf
قصه پدران فرزندان و نوه ها.pdf
قفس شطرنج.pdf
ققنوس.pdf
قلعه سفید.pdf
کاش- مریم میرزایی.pdf
کاشکی هنوز مدرسه می رفتم.pdf
کاکائو- ژورژ آمادو.pdf
کتابفروش دیوانه.pdf
کسب و کار میسیز وارن- برنارد شاو.pdf
کشتی سفید.pdf
کمال الملک.pdf
کمد شماره 13.pdf
کنار رود پیدرا نشستم و گریستم- پائلو کوئیلو.pdf
کنار غروب- سودابه اشراقی.pdf
کنت دومونت کریستو (1).pdf
کنت دومونت کریستو 2).pdf
کنت دومونت کریستو (3).pdf
کنیز ملکه مصر- میکل پیرامو.pdf
کوه های سفید- جان کریستوفر.pdf
گاوهای پیشانی سفید- هانیش بل.pdf
گتسبی بزرگ.pdf
گجسته دژ.pdf
گرداب.pdf
گرگ بیابان- هرمان هسه.pdf
گرگ مغول.pdf
گسل.pdf
گلهای هیروشیما.pdf
گلیم بافی.pdf
گمشده- دانیل استیل.pdf
گندم - م مؤدب پور.pdf
گور خانوادگی- عزیز نیسین.pdf
گوژپشت نتردام- ویکتورهوگو.pdf
گوسفند قربانی- روالد دال.pdf
گوی اتش.pdf
لاله سیاه.pdf
ماجراهای هاکلبری فین.pdf
مجموعه داستانهای کوتاه گل حسرت.pdf
مرد نامرئی.pdf
مشارکت-1.pdf
مشارکت-2.pdf
مشارکت-3.pdf
مشارکت-4.pdf
مشارکت-6.pdf
مشارکت-7.pdf
مکالمه سگ ها و شغال ها.pdf
میوه درمانی.pdf
ناطور دشت.pdf
ناپلئونی کوچک-ویکتور هوگو.pdf
هاینریش بُل و نویسنده ایرانی.pdf
هشتمین پسر.pdf
همراه.pdf
هنری هیل و دژ چارلی.pdf
هویت ناشناخته.pdf
هیچ وقت دیر نیست.pdf
وقتی سه پایه ها به زمین آمدند.pdf
یازده دقیقه- پائولو کوئیلو.pdf
یک عاشقانه آرام- نادر ابراهیمی.pdf
علمی
داستانهای زیست محیطی برای همه.pdf
زندگینامه ابوعلی سینا.pdf
کتاب باید هلو باشد.pdf
مجموعه دانستنیهای زیست محیطی 1-آب.pdf
مجموعه دانستنیهای زیست محیطی 2- هوا.pdf
مجموعه دانستنیهای زیست محیطی 3- خاک.pdf
مجموعه دانستنیهای زیست محیطی 5- زباله.pdf
مجموعه دانستنیهای زیست محیطی 6- تنوع زیستی.pdf
مذهبی
آخرین آفتاب در حجاب.pdf
آفتاب در حجاب.pdf
آداب معاشرت.pdf
100 پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج).pdf
528 شبه اعتقادی.pdf
آخرین فرستاده.pdf
اجتهاد و بررسی روشهای آن.pdf
احکام خانواده.pdf
امام حسین ع.pdf
امام مهدی عج.pdf
به باغ خدا برویم.PDF
تا به اقیانوس.pdf
تاثیر شیطان در فرد و جامعه.pdf
تحلیل سیره حضرت فاطمه زهرا س.pdf
تشنه تر از آب.pdf
توضيح المسائل جلد اول.pdf
جاذبه و دافعه علی (ع) - مرتضی مطهری.pdf
جامع احادیث.pdf
جامعه فاتح اسلام.pdf
جاهلیت مدرن در رویارویی با امام زمان (عج).pdf
جهاد با نفس.pdf
حکمتهای رضوی.pdf
چهل د استان درباره نماز.pdf
حیا اخلاق اسلامی.pdf
خدا در نهج البلاغه.pdf
خدا.pdf
خدمات متقابل اسلام و ایران شهید مطهری.pdf
داستانهای عبرت انگیز.pdf
دانلود کتاب آخرین عروس.PDF
دختران آفتاب.pdf
در انتظار.pdf
دوست و دشمن.pdf
دین و دینداری در جهان معاصر.pdf
رؤیت هلال.pdf
راهی به دریا.pdf
رد نظریه تکامل داروین.pdf
زن در آینه جلال و جمال.pdf
زهرا س برترین بانوی جهان.pdf
سمت سپیده.PDF
سیری در نهج البلاغه مطهری.pdf
شب های بیقراری - گفتارهایی پیرامون شب های قدر.pdf
شوالیه های معبد.pdf
شیطان پرستی آثار و تبعات.pdf
شیعه در اسلام.pdf
ضرورت دین از نظرگاه عقل.pdf
عرفان بیدار.pdf
علی علیه السلام و شهر بی آرمان.pdf
فرهنگ عاشورا.PDF
فریاد مهتاب- مادر مظلوم مدینه.PDF
فضایل و برکات تلاوت سوره یاسین.pdf
فضیلت ذکر صلوات.pdf
قرآن کتاب انس و عمل.PDF
قصه معراج.PDF
مسائل سؤال برانگیز در تاریخ اسلام.pdf
معاد و مقدسات آن.pdf
معاد حیات پس از مرگ در دیه بًدایی .pdf
معرفت نفس و حشر.pdf
من و کتاب سید علی خامنه ای مدظله العالی.pdf
ناودان طلا.pdf
نشانه های راه.pdf
چهل د استان درباره نماز.pdf
کوثر قران.PDF
گسترش یک آیین ایرانی در اروپا.pdf
گلچین غررالحکم و درراکلم.pdf
روانشناسی
60 نکته برای رسیدن به آرامش.pdf
آزمون های خودشناسی.pdf
اعتماد به نفس.pdf
اخلاق در خانه.pdf
اسرار تغییرات مثبت در انسان.pdf
جوان و ارامش.PDF
جوان و نیروی چهارم.pdf
خلاصه کتاب 7 قانون موفقیت در زندگی.pdf
خانواده خوشبخت، فرزند موفق.pdf
درس های نبوغ از آلبرت انیشتین.pdf
دوستانه.pdf
راهکارهای تقویت انگیزه و نشاط.PDF
زندگی موفق رازهای خوب زیستن.pdf
عوامل موفقیت در تحصیل.pdf
قورباغه را قورت بده!.pdf
مدیریت زمان.pdf
مرغ خودم غازه.pdf
موفقیت.pdf
نسیم مهر- پرسش و پاسخ تربیت کوک و نوجوان.PDF
نظم.pdf
پیشگیری از اعتیاد و سوئ مصرف مواد در کودکان و نوجوانان.pdf
چگونه شاد و خنده رو باشیم.pdf
لطفاً لبخند بزنید.PDF
اخلاق همسایه داری و اپارتمان نشینی.pdf
هنر ارائه و سخنرانی.pdf
تاریخی
اتحاد شوروی از تکوین تا فروپاشی.pdf
اشرف پهلوی.pdf
اطلس تاریخ ایران.pdf
آن سوی آفتاب(نگاهی به زندگی حضرت امامک خمینی ره).pdf
الف- دزفول.pdf
امپراتوری عثمانی و سنت اسلامی.pdf
انسان خود را می سازد.pdf
انقلاب ژاکت های دکمه دار.pdf
ایران باستان.pdf
ایران در دوره سلطنت قاجار.pdf
ایران و ترکان در روزگار ساسانیان.pdf
ایلامیان یا نخستین صاحبان کشور ایران.pdf
باختر به روایت تاریخ.pdf
بزادگاهم- گوشه ای از تاریخ ایران.pdf
به مجنون گفتم زنده بمان.PDF
بیست.pdf
تأثیر اسلام در اروپا.pdf
تاریخ بیهقی.pdf
تاریخ تمدن های مشرق زمین.pdf
تاریخ تمدن ویل دورانت.pdf
تاریخ پیامبران و شاهان.pdf
تاریخ یعقوبی 1.pdf
تاریخ یعقوبی 2.pdf
تاریخچه مکتوب فرانکفورت.pdf
جنگ ایران و انگلیس.pdf
جنگ فرانسه و پروس.pdf
جهان به کجا می رود؟.pdf
خاطرات تهران.pdf
خلاصه تاریخ ایران.pdf
داوود سلیمان.pdf
روایت گر عشق.pdf
ریشه های دگرگونی در اتحاد جماهیر شوروی.pdf
زرتشت و دین ایرانی.pdf
 
     
 
درج مطلب  
متن را وارد نمایید
     
 
زندگی کن!  
 
 
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
               هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
                   خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
                                                             ژاله اصفهانی
 
کیکی به نام زندگی
 
   پسر کوچکی برای مادربزرگش توضیح می داد که چگونه همه چیز ایراد دارد: مدرسه، خانواده، دوستان و ....
مادربزرگ که مشغول پختن کیک بود، از پسر کوچولو می پرسد که کیک دوست دارد؟ و پاسخ پسرک البته مثبت است.
- از روغن چطور؟
- نه!
- از تخم مرغ چطور؟
- نه مادربزرگ!
- آرد چی؟ از آرد خوشت می آید؟ از جوش شیرین چطور؟
- نه مادربزرگ! حالم از همه شان به هم می خورد.
مادربزرگ لبخندی می زند و می گوید: بله، همه این چیزها به تنهایی بد به نظر می رسند، اما وقتی به درستی با هم مخلوط شوند، یک کیک خوشمزه درست می شود.
خداوند هم به همین ترتیب عمل می کند. خیلی از اوقات تعجب می کنیم که چرا خداوند باید بگذارد ما چنین دوران سختی را بگذرانیم؛ اما او می داند که وقتی همه این سختی ها را به درستی در کنار هم قرار دهد، نتیجه همیشه مثبت و خوب خواهد بود. جلد یک- ص 138
 
 ما باید به او اعتماد کنیم و مطمئن باشیم که در انتها
همه این پیشامدها با هم به یک نتیجه خوب خواهند رسید.
 

عنوان: زندگی کن!

مترجم و گردآورنده: امیررضا آرمیون

ناشر: ذهن آویز

سال نشر: 1396

شمارگان: 2500 نسخه

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
تو، تویی؟!  
 
نصایح لویی پاستور
 
  در هر حرفه ای که هستید، نه اجازه بدهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید که بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید، شما را به یاس و ناامیدی بکشاند.
  در آرامش حاکم بر آزمایشگاه ها و کتابخانه هایتان زندگی کنید. نخست از خود بپرسید:
       «برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام؟»
  و این پرسش را آنقدر تکرار کنید و ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته اید.
  هنگامی که به پایان تلاش هایمان نزدک می شویم، هر کدام مان باید حق آن را داشته باشیم که با صدای بلند بگوییم:
 
                 «من آن چه در توان داشته ام، انجام داده ام.»
 
 
تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید.
پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند، نمی سوزانند.
 
          گراهام بل
 
 

عنوان: تو، تویی؟!

مترجم و گردآورنده: امیررضا آرمیون

ناشر: ذهن آویز

سال نشر: 1390

شمارگان: 2500 نسخه

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
من، منم؟!  
 
 و امروز برف می بارید....
   سرما بیداد می کند و من یک دانشجوی ساده با پالتویی رنگ و رو رفته، در یکی از بهترین شهرهای اروپا، دارم تند تند راه می روم تا به کلاس برسم...ص 70
   خاطرات، مرا به برف بازی با دستکش های کاموایی می برد... که اول سبک بودند و هر چه می گذشت خیس تر می شدند و سنگین تر....
   یاد لبوهای داغ و قرمز که مادر می پخت و از آن بخار بلند می شد. و حالا دختری تنها، بی پول و بی پناه که در یک سوئیت دوازده متری زندگی می کند و با کمک هزینه 300 یورویی دانشگاه، باید زندگی کند و درس بخواند. ص 71
   یلدا یک دوست بود که شرایطش تقریبا مثل خودم بود، با این فرق که او اجازه کار داشت و من نه.... وقتی یلدا بلند شد که برود، به شوخی یا جدی گفت: «این شبا سفارت شام میدن؛ محرمه....» و خداحافظی کرد و رفت. ص 73
   دو تا مترو عوض کردم و یک ربع پیاده رفتم تا بالاخره رسیدم . در تمام طول راه، صد بار خواستم برگردم که برنگشتتم. وقتی رسیدم، چراغ ها را خاموش کرده بودند و یکی داشت روضه می خواند. ..............  جلد دوم ص 75
 

عنوان: من، منم؟!

مترجم و گردآورنده: امیررضا آرمیون

ناشر: ذهن آویز

سال نشر: 1392

شمارگان: 2500 نسخه

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
من و ما!  
 
 
  آدم ها مثل کتاب ها هستند....
 
بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند، بعضی ها جلد ضخیم و بعضی ها جلد نازک.
بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند؛ بعضی ها با کاغذ سفید.
بعضی از آدم ها ترجمه شده هستند؛ بعضی ها هم تفسیر شده.
بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند؛ بعضی ها هم فتوگپی آدم های دیگرند.
بعضی از آدم ها سیاه و سفید چاپ می شوند؛ بعضی ها هم صفحات رنگی دارند.
بعضی از آدم ها تیتر و فهرست دارند؛ و روی پیشانی بعضی از آدم ها هم نوشته اند: «حق هر گونه استفاده ممنوع است.»
بعضی از آدم ها را باید جلد گرفت: بعضی ها را هم می شود توی جیب گذاشت.
بعضی از آدم ها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته می شوند؛ بعضی ها هم فقط جدول و سرگرمی دارند و بعضی دیگر هم معلومات عمومی هستند.
بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند؛ بعضی ها هم غلط چاپی.
از روی بعضی از آدم ها باید مشق نوشت؛ از روی بعضی باید جریمه.
بعضی از آدم ها را باید چند بار بخوانیم تا معنی آن ها را بفهمیم؛ و بعضی ها را هم باید نخوانده دور انداخت..... جلد دوم- ص 54
 

عنوان: من و ما!

مترجم و گردآورنده: امیررضا آرمیون

ناشر: ذهن آویز

سال نشر: 1393

شمارگان: 2500 نسخه

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
عضویت در کتابخانه  
 
 
با یک کارت کتابخانه
بیش از گواهینامه رانندگی می توانید به جلو حرکت کنید....!
 
شرایط عضویت در کتابخانه دبیرستان:
یک قطعه عکس
مبلغ 5000 تومان بابت حق عضویت
کتابخانه دبیرستان دانشگاه
     
 
تبریک سال تحصیلی 96-97  
 
 
 
     
 
بازسازی عزت نفس در ده هفته  
 
قدرت افکار
   در درون همه ی ما، تک گویی های مداومی  از افکار وجود دارد. این تک گویی طبیعی است. ما با این عمل، دنیای اطرافمان را تشریح و تفسیر می کنیم. گاهی این تک گویی چیزی جز برچسب زدن به تجربه هایمان نیست. «ماشین بزرگ... سرما.... حیاط به آب نیاز دارد... غروب دل انگیز.» گاهی تک گویی، کینه جویانه، به ما حمله ور می شود و همه ی رخدادهای زندگی مان را به موضوعی در ارتباط با ارزش ما تبدیل می کند. ص 131
    هر آن چه تک گویی می گوید، صرف نظر از این که چقدر نامعقول یا اغراق آمیز باشد، همیشه درست به نظر می رسد. دلیلش این است که ما این تک گویی ها را با تجربه های حسی معتبر اشتباه می گیریم. وقتی با خودمان می گوییم: «من احمقم»، درست مانند این که بگویم چیزی «داغ» است، واقعی جلوه می کند. اما این دو فکر همسان نیستند. یکی برچسبی است برای آن چه حس هایتان به شما می گویند و دیگری نتیجه گیری افراطی از تحریف واقعیت است.
    پس، تک گویی اغلب دروغ می گوید؛ به ویژه اگر عزت نفس شما از قبل آسیب دیده باشد. و تک گویی، از برخی راهبردهای هوشمندانه استفاده می کند. تک گویی شما را با آدم هایی مقایسه می کند که دارای مهارت ها و پیشرفت هایی هستند که شما فاقد آن ها هستید................ ص 132
 

عنوان: بازسازی عزت نفس در ده دهفته

گردآورنده: دکتر متیو مک کی- کاترین سوتکر

مترجم: الهام آرام نیا- شمس الدین حسینی

ناشر: نسل نواندیش

سال نشر: 1389

شمارگان: 500 نسخه

شماره صفحه: 216 ص.

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
قدرت  
 
قانون جذب همه ی جمله ها را به صورت مثبت تفسیر می کند.
 
    آن چه را دوست ندارید فقط به سادگی کنار بگذارید و هیچ گونه احساسی را در این زمینه به کار نبرید. درباره ی موضوعاتی سخن نگویید که به آن ها علاقه ای ندارید زیرا سخن گفتن درباره ی این موضوعات سبب می شود آن ها به سوی زندگی شما جذب شوند. وقتی جمله هایی منفی را درباره ی اموری به کار می برید که علاقه ای به آن ها ندارید؛ احساسی بد و ناخوشایند درباره ی آن ها در وجودتان پدیدار می شود. شما این احساسات بد و ناخوشایند را به کائنات می فرستید و در پاسخ نیز همین احساسات بد و ناخوشایند را به صورت موقعیت هایی منفی به زندگی تان جذب خواهید کرد.
   شما نباید جمله ای منفی را درباره ی موضوعی به کار ببرید زیرا قاون جذب جمله ی شما را به شیوه ای مثبت تفسیر می کند و مفهوم کلی را از شما می گیرد.
   برای نمونه؛ وقتی چنین می گوید: «نه، من خواستار این موضوع نیستم؛» در حقیقت قانون جذب این جمله را به شیوه ای مثبت تفسیر می کند، به گونه ای که گویا شما خواستار آن موضوع هستید.
   آن چه را دوست ندارید فقط به سادگی کنار بگذارید و هیچ گونه احساسی را در این زمینه به کار نبرید زیرا این امور نیز به خودی خود اموری سازنده هستند، اما در زندگی شما جایگاهی ندارند. 
     «بدی ها را نبینید، بدی ها را نشنوید، از بدی ها سخن نگویید.»
                                      قانون تصویری موجود در زیارتگاه تاشوگو در ژاپن
 

عنوان: قدرت

گردآورنده: راندا برن

مترجم: سیما فرجی

ناشر: نسل نواندیش

سال نشر: 1389

شمارگان: 5000 نسخه

شماره صفحه: 336 ص.

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
راز  
 
 
بزرگ ترین راز زندگی، قانون کشش است.
     قانون کشش می گوید: هر چیزی مشابه خودش را به سمت خود می کشد. بنابراین وقتی در مورد چیزی فکر می کنید، مشابه آن را به سوی خود جذب می کنید.
     افکار ما خاصیت آهن ربایی دارند. وقتی در حال فکر کردن هستید، افکار خود را با فرکانسی خاص به دنیا می فرستید و از آن جا که آن ها خاصیت آهن ربایی دارند، چیزهای مشابه خود را برای شما به ارمغان خواهند آورد. هر چیزی که از منبعی خارج شود، به منشاء خود باز می گردد و این منشاء شما هستید.
    شما مثل یک دکل مخابراتی انسانی هستید و با افکارتان فرکانس هایی را به کائنات ارسال می کنید. اگر می خواهید چیزی را در زندگی تان تغییر دهید، افکارتان را تغییر دهید تا فرکانس ارسالی شما تغییر کند.
    افکار کنونی شما، زندگی آینده تان را رقم می زند. در مورد هر آن چه بیشتر فکر کنید و بر آن متمرکز شوید، همان در زندگی تان تجلی خواهد کرد. ص 40
 
 

عنوان: راز

گردآورنده: راندا برن

مترجم: نازنین ابراهیمی

ناشر: نسل نواندیش

سال نشر: 1383

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 207 ص.

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 10- افتاده باش اما نه از دماغ فیل  
 
  
«با وی جوانمردی کنید»
 
    در خبر است که مصطفی (س) روزی در جمعی نشسته بود، نیازمندی برخاست و ابراز حاجت کرد. حضرت روی سوی یاران کرد و فرمود: با وی جوانمردی کنید.
    علی برخاست و رفت و چون باز آمد یک دینار و پنج درم و یک قرص نان داشت. حضرت گفت: یا علی! این چه حال است؟
    گفت: یا رسول الله! چون نیازمند، ابراز نیاز کرد به دلم گذشت که او را قرصی نان دهم، باز در دلم آمد که پنج درم دهم، باز به خاطرم گذشت که یک دینار به وی دهم. اکنون روا نداشتم آن چه را به خاطرم گذشت و بر دلم فراز آمد، نکنم! حضرت فرمود: لا فتی الا علی. یعنی: جوانمردی جز علی نیست. ص 187
 
«تفسیر خواجه عبداله انصاری»

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 10- افتاده باش اما نه از دماغ فیل

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1392

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 232 ص.

موضوع: داستان های کوتاه- مجموعه ها- راه و رسم زندگی- موفقیت

موجود در کتابخانه دبیرستان

 
     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید9- به دنیا آمده ایم تا آن را تغییر دهیم  
 
 

مرد مصاف در همه جا یافت می شود

در هیچ عرصه مرد تحمل ندیده ام

«صائب تبریزی»

قایق خالی

    وقتی جوان بودم قایق سواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایق سواری می کردم و ساعت های زیادی را آن جا در تنهایی می گذراندم.

    شبی بدون آن که به چیز خاصی فکر کنم نشستم و چشم هایم را بستم. شب خیلی قشنگی بد. در همین زمان قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.

   عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایق آرامش من را بر هم زده بود دعوا کنم ولی دیدم قایق خالی است.

  کسی در قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیت خودم را به او نشان دهم. چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمی شد کرد. دوباره نشستم و چشم هایم را بستم، عصبانی بودم ... در سکوت شب کمی فکر کردم، قایق خالی برای من درسی شد....

   از آن به بعد، اگر کسی باعث عصبانیت من می شود، پیش خودم می گویم: «این قایق هم خالی است!«

نکته:

در واقع آن کس که شما را عصبانی می کند، شما را فتح کرده. اگر به خود اجازه می دهید از دست کسی خشمگین باشید و بخش عمده ای از عاطفه و ÷ذهن تان را به او اختصاص دهید، در واقع به او اجازه تصاحب این بخش های وجودتان را داده اید. ص99

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 9- به دنیا آمده ایم تا آن را تغییر دهیم

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1391

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 228 ص.

موضوع: داستان های کوتاه- مجموعه ها- راه و رسم زندگی

موجود در کتابخانه دبیرستان

 

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید8- مثل زرافه باش یک سر و گردن از بقیه بالانر  
 
 
 

می بینید که یک شمع کوچک شعله های

خود را تا کجا می گستراند، بنابراین

رفتار مناسبی را در دنیا منعکس کنید.

«شکسپیر»

خودت را دست کم نگیر

   گروه کٌر مدرسه برای اجرای کنسرت در مرکز شهر آماده شده بود. هوا خیلی سرد بود. مردم چند ساعتی در هوای سرد منتظر ماندند. بسیاری جمع شده بودند. رهبر ارکستر برای رهبرب گروه در جای خود مستقر شد. در این میان یکی از اعضای ارکستر با خود چنین گفت: «در این سرما نمی توانم آواز بخوانم. پنجاه نفر در گروه وجود دارد، باید فقط دهانم را باز و بسته کنم، کسی متوجه نمی شود.»

  ... و رهبر ارکستر کارش را شروع کرد، اما صدایی نشنید. چون آن روز همه مانند هم فکر کرده بودند. «اگر من نخوانم چه می شود؟»

  اگر من نخوانم چه می شود؟ این بزرگ ترین تحقیری است که یک انسان می تواند در حق خودش انجام دهد. در حقیقت معنی اش این است که «من هیچ ارزشی ندارم»، ولی در واقع وجود هر کس برای این دنیا ضروریر است، وگرنه ما این جا نبودیم. بود و نبود ما برای این عالم مهم است و اثرگذار.

  هر روز از خود سوال کنید اگر همه مردم شهرتان، کشوری که در آن زندگی می کنید و در نهایت کل مردم دنیا مثل شما فکر کنند، ما چگونه شهر، کشور و جهانی خواهیم داشت؟

 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 8- مثل زرافه باش یک سر و گردن از بقیه بالاتر

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1389

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 184 ص.

موضوع: موفقیت- راه و رسم زندگی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 7- ملانصر الدین زندگی خویشتنیم  
 
 
 

چشم داری تو به چشم خود نگر

منگر از چشم سفیه بی خبر

گوش داری تو به گوش خود شنو

گوش گولان را چرا باشی گرو

«مولوی»

از خود بیگانگی

   ملانصرالدین تنها کفشی را که داشت برای تعمیر نزد پینه دوز روستا برد. از آن جا که پینه دوز درصدد تعطیل دکانش بود به ملا گفت: «فردا برای تحویل کفش هایت بیا»

  ملانصرالدین با ناراحتی گفت: «اما من کفش دیگری ندارم که تا فردا بپوشم»

 پینه دوز شانه بالا انداخت و گفت: «به من ربطی ندارد، اما من می توانم یک جفت کفش مستعمل تا فردا به تو قرض بدهم.»

  ملا فریاد کشید: «چی؟ تو از من می خواهی کفشی را بپوشم که قبلا پای کس دیگری بوده؟»

پینه دوز خونسرد جواب داد:

  «حمل افکار و اعتقادات دیگران تو را ناراحت نمی کند، ولی پوشیدن یک جفت کفش دیگری و حمل آن با پایت تو را می آزارد؟» ص65

 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید7- ملانصرالدین زندگی خویشتنیم

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1389

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 260 ص.

موضوع: ملانصرالدین- لطیفه ها- جنبه های روانشناسی

موجود در کتابخانه دبیرستان

 

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید6- عالمی دیگر بباید ساخت وزنو آدمی  
 
 
 

یکی از انبیا از خداوند طلب کرد که

زبان مردم از او باز دارد. وی را

وحی آمد که این خصلت بهر

خویش ننهاده ام، چگونه بهر تو نهم.

«شیخ بهایی»

چه وقت به کمال می رسیم؟

شاگرد سقراط از او پرسید:

«حکمت من چه وقت به کمال می رسد؟»

گفت: «آن وقت که به ستایش خوشحال نشوی و به مذمت غمگین نگردی»

شاگرد گفت: «این حال مرا کی میسر گردد؟»

گفت: «هر گاه که چهار چیز حاصل آید، دو گوش که حکمت بشنود و دو گوش که کر باشد و سخنان بیهوده جاهلان را نشنود.» ص 66

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 6- عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1387

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 204 ص.

موضوع: داستان های اخلاقی- متون قدیمی تا قرن 14- داستان های عرفانی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید5- به بلندای فکرت پرواز خواهی کرد  
 
 
   

اگر نتوانید خود را کسی ببینید که در

آینده متفاوت با امروز است. بعید

به نظر می رسد که بتوانید تغییر کنید.

 

«تمرینی برای کسب مهارت»

    مجله «ریسرچ کوارترلی» به آزمایش در زمینه اثرات تمرینی ذهنی در افزایش مهارت پرتاب های ایستاده در بازی بسکتبال اشاره می کند.

    گروه اول دانش آموزان، به طور عملی مدت 20 روز، پرتاب شوت آزاد را تمرین کردند. تعداد توپ های گل شده در روز اول و روز آخر یادداشت شدند.

   گروه دوم، فقط روز اول و آخر، حرکت پرتاب را انجام داد و در فاصله این دو روز، هیچ تمرینی انجام نداد. توپ های به هدف نشسته این گروه، برای روز اول و آخر یادداشت شد.

   گروه سوم، پس از آن که روز نخست را به پرتاب شوت گذراند، روزهای بعد، هر روز به مدت 20 دقیقه فقط در تصور پرتاب توپ به هدف فرو رفت. از آن ها خواسته شده بود اگر فکر کنند پرتابی به خطا رفته است، پرتاب صحیح را در ذهن خود مجسم نمایند.

   گروه نخست که عملا روزی 20 دقیقه تمرین کرده بود، 24 درصد پیشرفت کرد.

   گروه دوم که هیچ نوع تمرینی نکرده بود، هیچ پیشرفتی نکرد.

  گروه سوم که در ذهن خود تمرین کرده بود 24 درصد پیشرفت کرد.

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 5- به بلندای فکرت پرواز خواهی کرد

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1386

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 155 ص.

موضوع: موفقیت- جنبه های روانشناختی- کلمات قصار

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 4- جانب عشق عزیز است فرو مگذارش  
 
 
عقل تا تدبیر و اندیشه کند            رفته باشد عشق تا هفتم سما
عقل تا جوید شتر از بهر حج           رفته باشد عشق بر کوه صف
«مولوی»
 
«عجایب هفتگانه»
 
معلمی از دانش آموزان خواست تا عجایب هفتگانه جهان را فهرست وار بنویسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند.
معلم نوشته ا را جمع آوری کرد. با آن که همه جواب ها یکی نبودند، اما بیشتر دانش آموزان به اسامی زیر اشاره کرده بودند: اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، کلیسای سن پیتر، دیوار بزرگ چین و ....
در میان نوشته ها کاغذ سفیدی به چشم می خورد. معلم پرسید: «این کاغذ سفید مال چه کسی است؟» یکی از دانش آموزان دست خود را بالا برد.
معلم پرسید: «دخترم تو چرا چیزی ننوشتی؟»
دخترک جواب داد: «عجایب موجود در جهان خیلی زیاد هستند و من نمی توانم تصمیم بگیرم که کدام را بنویسم.»
معلم گفت: «بسیار خب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شاید بتوانم کمکت کنم!»
در این هنگام دخترک مکثی کرد و گفت: «به نظر من عجایب هفتگانه جهان عبارت اند از: لمس کردن، چشیدن، دیدن، شنیدن، احساس کردن، خندیدن و عشق ورزیدن»
پس از شنیدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتی محض فرو رفت. آری، عجایب واقعی همین نعمت هایی هستند که ما آن ها را ساده و معمولی می انگاریم و به سادگی از کنارشان عبور می کنیم. ص61
 
 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 4- جانب عشق عزیز است فرو مگذارش

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1385

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 152 ص.

موضوع: راه و رسم زندگی- عشق در ادبیات- خوشبختی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 3- مشکلات را شکلات کنید  
 
 
من تو را هر زخم کاید از آسمان
منتظر می باش خلعت بعد از آن
«مولوی»
 
«جزیره»
    روزی یک کشتی در دریا اسیر طوفان شد، از تمامی مسافران فقط دو نفر ماندند که به سختی خود را به جزیره ای رساندند. یکی از آن ها فردی با ایمان و دیگری بی ایمان بود.
    یک روز بعد از دعاهای زیاد- توسط فرد با ایمان- از کنار دریا به طرف کلبه آمدند، ناگهان دیدند که کلبه شان آتش گرفته. مرد بی ایمان گفت: لعنت به این شانس که این همه نتیجه دعاهای توست!
   مرد با ایمان گفت: «حتما این هم حکمتی دارد نباید نگران باشیم، زیرا خدادوند ما را می نگرد!»
   فردای آن روز یک کشتی به جزیره آمد و آن ها را نجات داد.
    ناخدای کشتی گفت: «دیروز ما دود را دیدیم و فکر کردیم حتما به کمک احتیاج دارید و به طرف جزیره آمدیم.»
 
نکته: گاه گذشت زمان ثابت خواهد کرد آن چه را «امروز» فاجعه و مصیبت می نامیم لطف و عنایت الهی بوده است. ص44
 
خدا گر ز حکمت ببندد دری
ز رحمت گشاید در دیگری
 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 3- مشکلات را شکلات کنید

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1385

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 216 ص.

موضوع: مهارت های زندگی-مشکل گشایی-راه و رسم زندگی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 2- بهشت یا جهنم انتخاب با شماست  
 
 
آگاه باشید که همانا بر اولیای خداوند
نه بیمی می رود و نه اندوهی می دارند.
«سوره یونس- 62»
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم 
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
«سعدی»
 
«راز خوشبختی»
    روزگاری مردی فاضل زندگی می کرد که هشت سال تمام مشتاق بود راه خداونند را بیابد. او هر روز از دیگران جدا می شد و دعا می کرد که روزی  با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود.
     یک روز همچنان که دعا می کرد، ندایی به او گفت که به جایی برود. در آن جا مردی را خواهد دید که راه حقیقت و خداوند را به او نشان خواهد داد. مرد وقتی این ندا را شنید بی اندازه مسرور شد و به جایی که به او گفته شده بود رفت. در آن جا با دیدن مردی ساده، متواضع و فقیر با لباس های مندرس و پاهایی خاک آلود متعجب شد.
     مد آن اطراف را کاملا نگاه کرد اما کس دیگری را ندید. بنابراین به مرد فقیر رو کرد و گفت: «روز شما بخیر» مرد فقیر به آرامی پاسخ داد: «هیچ وقت روز شری نداشته ام»
مرد فاضل گفت: «خداوند تو را خوشبخت کند»
مرد فقیر پاسخ داد: «هیچ گاه بدبخت نبوده ام»
تعجب مرد فاضل بیشتر شد: «همیشه خوشحال باشید»
مرد فقیر پاسخ داد: «هیچ گاه غمگین نبوده ام»
مرد فاضل گفت: «هیچ سر درنمی آورم. خواهش می کتم، خواهش می کنم همه این ها را به من توضیح دهید.»
     مرد فقیر گفت: «با خوشحالی این کار را می کنم. تو روزی خیر را برایم آرزو کردی. من هرگز روز شری نداشته ام، زیرا اگر غذایی برای خوردن نیابم باز هم خدا را ستایش می کنم. اگر باران ببارد یا برف، اگر هوا خوب باشد یا بد، من همچنان خدا را می پرستم. اگر تحقیر شوم و هیچ انسانی دوستم نباشد، باز خدا را ستایش می کنم بنابراین هیچچ گاه روز شری نداشته ام. 
     تو برایم خوشبختی آرزو کردی اما من هیچ وقت بدبخت نبوده ام، زیرا همیشه به درگاه خداوند متوسل بوده ام و می دانم هرگاه که خدا چیزی بر من نازل کند، آن بهترین چیزی است که می توانست برای من روی داده باشد. با خوشحالی هر آنچه را برایم پیش بیاید، می پذیرم. سلامت یا بیماری، سعادت یا دشمنی، خوشی یا غم، همه هدیه هایی از سوی خداوند هستند، من هیچ گاه بدبخت نبوده ام.
     تو برایم خوشحالی آرزو کردی، من هیچ گاه غمگین نبوده ام، زیرا عمیق ترین آرزوی قلبی من، زندگی کردن بنا بر خواست و اراده خداوند است و من خواست خود را سراسر به خواست خداوند تسلیم کرده ام و خواست «او» خواست من است. ص55
 

 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 2- بهشت یا جهنم انتخاب با شماست

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1387

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 230 ص.

موضوع: موفقیت- جنبه های روانشناسی- کلمات قصار- راه و رسم زندگی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
نورسیده کتابخانه دبیرستان دانشگاه: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 1  
 
 
 
   کتاب شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید در 5 بخش نوشته شده است که شامل:
1- خودشناسی، احترام و اعتماد به نفس
2- دوستی با خدا
3-زندگی
4- عشق
5- موفقیت می باشد.
   داستان ها و جملات این کتاب چکیده ای است از بیش از 110 کتاب از نویسندگان چیره دست در رشته های بهداشت روان.
و اما بخشی از کتاب:
 
 
    اگر خودم به فکر خودم نباشم چه کسی خواهد بود؟
اما اگر فقط به فکر خودم باشم چه هستم؟
 
 
«پاداش نیکی»
    مردی با اسب و سگش در جاده ای راه می رفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی صاعقه ای فرود آمد و همه را کشت. اما مرد نفهمید دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش میرفت. پیاده روی دراز بود، تپه بلند بود، آفتاب تندی بود، عرق می ریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز می شد و در وسط، چشمه ای بود که آب زلالی از آن جاری بود، رهگذررو به مرد دروازه بان کرد:
- روز بخیر
- روز بخیر
- اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟
- اینجا بهشت است
- چه خوب که به بهشت رسیدی، خیلی تشنه ایم
- می توانی وارد شوی و هر چه قدر می خواهی آب بنوشی
- اسب و سگم هم تشنه اند.
- واقعا متاسفم ورود جانوران به اینجا ممنوع است.
مرد ناامید شد. چوون خیلی تشنه بود اما حاضر نبود آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راه ادامه داد. پس از این که مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعه ای رسیدند. راه ورود به این مزرعه دروازه ای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز می شد. مردی در زیر سایه درخت ها دراز کشیده بود  صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالا خوابیده بود. 
مسافر گفت: روز بخیر
مرد با سرش جواب داد
- ماخیلی تشنه ایم. من، اسبم و سگم.
    مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگ ها چشمه ای است. می توانید هر قدر که می خواهید، بنوشید. مرد، اسب و سگ به کنار چشمه رفتند و تشنگی شان را فرو نشامدند. مسافر برگشت تا از مرد تشکر کند. مرد گفت: هر وقت دوست داشتید برگردید.
- فقط می خواهم بدانم نام اینجا چیست.
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است
- آن جا بهشت نیست. دوزخ است.
مسافر حیران ماند
- باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! اطلاعات غلط می توانند باعث سردرگمی زیادی شود!
- کاملا برعکس. در حقیقت لطف بزرگی به ما می کنند. چون تمام آن هایی که حاضرند بهترین دو ستانشان را ترک کنند همانجا می مانند.... ص 116
 
هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور «قلبش» می گذارد نه دور سرش.
«نورمن وینسنت پیل»

 

عنوان: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید 1

گردآورنده: مسعود لعلی

ناشر: بهار سبز

سال نشر: 1382

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 208 ص.

موضوع: موفقیت- جنبه های روانشناسی- کلمات قصار- راه و رسم زندگی

موجود در کتابخانه دبیرستان

     
 
نورسیده های کتابخانه دبیرستان دانشگاه  
 
 
 
 
نورسیده های کتابخانه دبیرستان دانشگاه 
با توجه به برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه سال جاری به همت دبیرستان دانشگاه کتاب های زیر تهیه و در کتابخانه دبیرستان برای سال تحصیلی 97-96 به نمایش گذاشته شده است.  
کتاب های موجود به شرح ذیل می باشند:

عنوان

خانه ی کاغذی

دستور زبان عشق

چقدر خوبیم ما!

هوای حوصله ابریست!

کاپوچینو، کیک پنیر

اجازه می فرمائید گاهی خواب شما را ببینم

امشب کنار غزل های من بخواب

خاکستر و بانو

فیل را بخور

آواز پر جبرئیل

دزیره

آناکارنینا

بال هایت را کجا جا گذاشتی؟

هر قاصدکی یک پیامبر است

شاهزاده و گدا

دور دنیا در 80 روز

سفر به مرکز رمین

مروارید

تام سایر

شب هزار و یکم

ندبه

افر، یا روز می گذرد

مرغ دریایی

باغ آلبالو

ایوانف

پلیکان

پرده خانه

لطفا به من نگوید مانولیتو

نیروی برتر لاکی

کتاب روزهای مرده

بیرون ذهن من

چشم انداز شنبه ها

سوسک طلایی پرواز کن

هفت تا هفت تا

چطوری خیلی بدخط بنویسیم

اعجوبه

کناف پرگزه

چتر تابستان

شش لول

جنگ چهارشنبه ها

کوچک اندازه ی فیل

یکی برای خانواده

باتلاق

فعلا خوبم

آقای هنشاو عزیز

من منم؟ سه جلد

تو، تویی؟ سه جلد

من وما!ر سه جلد

خوشبختی نصیب بهترین ها می شود دو جلد

هفت خوان موفقیت دو جلد

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست دو جلد

زندگی کنسه جلد

عامل تغییر باش نه قربانی تقدیر دو جلد

خوشحالی یعنی....

من از تو شادترم چون...

صد قطره بارانی که پشت سر می دویدند

عاشقانه های ژاپنی

پنجره ای به سمت باغ گمشده

زندگی بدون ترس

هرگز مگو هرگز

بیدار شو تو شاهکار خلقتی

دست های آلوده

اکنون میان دو هیچ

پایین آمدن درخت از گربه

بینوایان

ابله

مگس ها

مارک و پلو

آینه در آینه

موسیقی شعر

خرمگس

الیور تویست

هستی و نیستی

قصه های بهرنگ

حمید مصدق

محمدعلی بهمنی

فاضل نظری

گروس عبدالملکیان

یاد شعرهای شیرین دبستان

زندگی، عشق و دیگر هیچ

معماهای شهرزاد

لاک پوک زنجره

پنجره ایی به فصل پنجم سال

پندهای قندپهلو

از اسطوره تا تاریخ

مجموعه چه کسی بود؟

آتوسا دختر کوروش بزرگ

شاه عباس

داریوش بزرگ

سفرنامه ناصرالدین شاه به نجف و کربلا

دیبای خسروانی

یک روز را 365 بار تکرار نکنیم

اضطراب خود را کنترل کنید، قبل از این که شما را کنترل کند

نیروی نبوغ خلق

قله ها و دره ها

کیهان در پوست گردو

دوازده ستون موفقیت

پروازهای خلاقیت

آموزش تندخوانی

چگونه بر استرس و اضطراب غلبه کنیم؟

ناگفته های کودک درون

درمان اضطراب

راز

قانون شادی

خدایا به دادم برس نوجوان دارم

نگرش همه چیز است

به دنیا آمده ایم تا خوشبخت شویم

10 راز دستیابی به موفقیت و آرامش درون

اعتماد به نفس

نیم کیلو باش ولی آدم باش

نمترسید انجام دهید

می توان شاد بود حتی در سختی ها

چگونه با نوجوانم صحبت کنم

خوشبخت بودن گرفتنی ست نه به دست آوردنی

سخن گوی دائم درون

هر روز مثبت بیندیشید

قدرت توازن

آیین ها و جشن های کهن در ایران امروز

درون خود را جستجو کنید

مهارت های مطالعه

خوشبختی یا بدبختی انتخاب با شما

بازیگر زندگی خود باشیم نه بازیچه آن

قدرت

معجزه نصیب بهترین ها می شود

قدرت ذهن ناخودآگاه شما

حذف افکار و احساسات سمی

چگونه انسانی دوست داشتنی باشیم؟

قهرمان درونت را کشف کن

209 نکته کوچک و 209 تغییر بزرگ

زندگی تو را دوست دارچگونه از جایگاه فعلی خود به جایگاه دلخواهتان برسید

بزرگترین کشف قرن

مربی برتر

بازسازی عزت نفس در ده هفته

قوی ترین بخش وجودتان را بیدار کنید

خوشبختی را به بها می دهند نه به بهانه

نیم کیلو باش ولی عاشق باش

20 نگرش برای تحول زندگی تان

آخرین راز شاد زیستن

نمی گذارم کسی اعصابم را به هم بریزد

تو کله خر هستی برو پیش موفق می شوی

در جا زدن ممنوع

تک نسخه کامیابی

معجزه ی سپاس گزاری

اثر مرکب

8 عادت زنان موثر

خالق زندگی بی نظیری

جهشی به سوی تفکر

40 فکر سمی

جاده موفقیت

تعیین هدف

خوشبختی ساختنی است نهم یافتنی

مجموعه شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید- 10 جلد

بیشعوری

نور

سالم زیستن

سنگ ها و کانی ها

مغناطیس

عناصر

آغازیان و قارچ ها

باکتری ها

صوت

تغییر گونه ها

شیمی

نیروها و گرانش ها

بوم شناسی

ویروس ها

نقشه برداری از زمین

آتش فشان هااب و هوا

ماده

ژنتیک

دستورهایی برای زندگی بهتر

کنار آمدن با سرطان

گذر از درد

گذر ار افسردگی

به خدا اعتماد کن

نوازش شفا بخش

کنار آمدن با افراد مشکل ساز

تنهایی درمانی

بالا بردن اعتماد به نفس

صلح درون

تو هم می توانی

تو یک زن شگفت انگیز هستی

ازدواجت را دوست بدار

بخشش، درواز طلایی آرامش

دوران بزرگ

دعا درمانی

زندگی را ساده بگیر

نگرانی درمانی

استرس درمانی

کنار آمدن با سوگ عزیزان

من معلم خوبی هستم

چگونه به تفاهم برسیم

گذر از بیماری

کودک درون

خودت ا باور داشته باش

دوست درمانی

جشن تولد

کنار آمدن با حوادث

فرزند جدید

با خودت مهربان باش

شفای قلب های دردمند

 از سرعت زندگی کم کن

 مراقبت از خود و دیگران

مترو تجریش شربت سکنجبین

خوراک مغز برای مصرف یک سال

آموزش و ارزشیابی مهارت های زندگی- انعطاف پذیری

آموزش و ارزشیابی مهارت های زندگی- برقرای ارتباط و مقابله با تعارض

آموزش و ارزشیابی مهارت های زندگی- پرسش کردن

آموزش و ارزشیابی مهارت های زندگی- فکر کردن

آموزش و ارزشیابی مهارت های زندگی- همکاری گروهی

ریاضی کانگرو

آداب معاشرت برای همه

منم کوروش کبیر

مسئله های ناب فیزیک- مکانیک

مسئله های ناب فیزیک- الکتریسیته

مسئله های ناب فیزیک- آزمون های جامع

مسئله های ناب فیزیک- نور امواج

فیزیک مفهومی- 3 جلد

ساختار اتم و مولکول ها

شیمی توصیفی عنصرها

مسئله های پیکارجوی شیمی

شیمی آلی

چگونهن مسائل شیمی را حل کنیم

راهنمای حل مسائل

نظریه اعداد

هندسه

تصاعدها و لگاریتم

مجموعه ها

100 دانشمند که جهان را تغییر دادند

100 اختراع که جهان را تغییر دادند

روش مختصات

مقدمه ای کوتاه بر ریاضیات

هندسه از ابتدا تا...

چرا گربه چهار دست و پا فرود می آید؟

حرفه: داستان نویس

ریتم

نخستین دایره المعارف جانوران

نخستین دایره المعارف فضا

 دایره المعارف سیاره ی ما، زمین

دایره المعارف چیست های من

دایره المعارف بدن انسان

دایره المعارف من درباره طبیعت

  بدن انسان دایره المعارف

  تاریخ جهان دایره المعارف

 دایره المعارف نقاشی

دایره المعارف هنر

دایره المعارف اختراعات و اکتشافات تاریخ هنر

دایره المعارف مصور فضا

دایره المعارف مصور بدن انسان

دایره المعارف تاریخ جهان

دایره المعارف مصور آفرینش

100 شخصیت معروف جهان

فرهنگ نامه های سوره های قرآن

 
 
     
 
قسمت نهم: ادامه ی داستان منطق الطیر  
 
   پرندگان وقتی سخنان هدهد را می‌شنوند، می‌فهمند که راه سیمرغ بازیچه نیست و رفتن به این راه از گروهی ناتوان برنمی‌آید. بسیاری از تصور سختی راه همان‌جا می‌میرند. بقیه به راه می‌افتند و سال‌ها ره می‌سپارند و سختی بسیار می‌بینند. عده‌ای از تشنگی و حوادث مختلف می‌میرند. تعدادی از حرارت آفتاب پر و بالشان می‌سوزد و نابود می‌شوند یا طعمه‌ی درندگان می‌گردند. برخی مشغول تماشای عجایب راه شده و از ادامه‌ی مسیر باز می‌مانند. از صدها هزار پرنده فقط سی مرغ بی‌بال و پر، رنجور و غم زده به پیشگاه سیمرغ می‌رسند و آنجا را محلی غیرقابل توصیف و نورانی‌تر از هزاران خورشید و ماه و ستاره می‌بینند. پرندگان خود را در برابر آن عظمت، حقیر و ناچیز می‌یابند و چون قطره‌ای در آن اقیانوس جلال و شکوه محو می‌شوند.
   مدتی می‌گذرد تا هنگامی که یکی از مقربان سیمرغ به دیدارشان می‌آید و می‌بیند سی مرغ بال و پر ریخته و نیمه‌جان، گیج و حیران منتظرند. می‌پرسد: « از کجا آمده‌اید و چه می‌خواهید؟ » آنان می‌گویند: « ما پرندگانی هستیم که به اینجا آمدیم تا سیمرغ پادشاه ما باشد. هزاران مرغ بودیم و از راه دور به امید دیدار سیمرغ، فقط سی مرغ زنده به اینجا رسیدیم. آرزو داریم که ‌آن بزرگوار ما را به‌حضور بپذیرد و به لطف در ما نظری کند. »
آن مقرب سیمرغ می‌گوید: « هزاران هزار چون شما در مقابل عظمت او ذره‌ای ناچیز است. شما باشید یا نباشید او پادشاه مطلق و جاودان خواهد بود. مشتی پرنده‌ی حقیر در برابر او چه ارزشی دارد؟ »
   پرندگان از این سخن دل‌شکسته می‌شوند و می‌گویند: « حقارت و خواری شایسته‌ی کسی نیست که به محضر او آمده است. اگر ما نمی‌توانیم به وصال او برسیم حداقل می‌توانیم چون پروانه در آتش عشقش بسوزیم. »
سرانجام آنان چون در عشق سیمرغ می‌میرند و سر تا پا درد می‌شوند و با این‌که استغنای کامل حضرت دوست بی‌نیاز از آنان است؛ اما لطفش شامل حالشان می‌گردد و فرستاده‌ای از سوی سیمرغ می‌آید و صفحه‌ای پیش رویشان می‌گذارد تا در آن بنگرند. آنها می‌بینند هر چه در این راه گفته‌اند و انجام داده‌اند در این صفحه نوشته شده است. آنان از خطایا و اشتباهاتشان شرمنده شده و با آتش حیا و شرمندگی آن سیاهی‌ها از وجودشان پاک می‌شود. سپس آنچه کرده‌اند و نکرده‌اند از لوح سینه‌شان محو می‌گردد.
    ناگهان آفتاب قرب و نزدیکی به سیمرغ در پیش چشمشان روشن شده و چهره‌ی سیمرغ را می‌بینند. اما آنچه مایه‌ی حیرت و شگفتی‌شان می‌شود این است در آینه‌ی وجود او سیمرغ همان سی مرغ است. یعنی فرقی بین آن سی مرغ با سیمرغ نیست. مرغان چون با تعجب علت این یگانگی را می‌پرسند خطاب می‌آید: « شما چون تمام آلودگی‌های وجودتان را پاک کردید، چون آینه شدید که از خود نقشی ندارد. شما فقط منعکس کننده‌ی شمایل معشوق هستید. »
    در پایان آنان چون سایه‌ای که در نور آفتاب ناپدید می‌شود در وجود او محو می‌گردند. پس دیگر نه رهروئی می‌ماند و نه رهبری. فقط راه است.
پایان
منطق الطیر
     
 
چگونه در زندگی پیشرفت کنیم  
 

شما به اینجا رسیده اید و چنین آدمی شده اید، چون درباره ی خودتان چنین باوری داشته اید. باورهایتان را تغییر دهید، واقعیت وجودی شما تغییر خواهد کرد. ص 38

تا وقتی هدف تان روشن و مشخص است و پشتکار لازم برای به دست آوردن آن را دارید، هر هدفی تعیین کنید، می توانید به آن دست یابید. ص 63

از سلامتی کامل لذت ببرید، مشخص کنید زندگی تان چه طور می شد اگر از سلامت کامل برخوردار بودید، سپس کاری را انجام دهید که برای به دست آوردنش نیاز دارید. ص 85

 

 

عنوان: چه گونه در زندگی پیشرفت کنیم

نویسنده: برایان تریسی

مترجمان: شمس الدین حسینی، الهام آرام نیا

ناشر: هیرمند

سال نشر: 1389

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 112 ص.

موضوع: موفقیت/ راه و رسم زندگی

قیمت: 3600 تومان

     
 
قدرت عادت  
 
 
    قاعده این است: اگر از همان محرک استفاده و همان پاداش را فراهم کنید، می توانید کار روزمره را تغییر دهید و در عادت تفاوت ایجاد کنید. چنان چه محرک و پاداش به همان شکل باقی بمانند، تقریبا با هر عادتی می توانند تغییر کنند. ص 97
   بسیاری از مطالعات نشان داده اند که «اراده» مهم ترین عادت کلیدی برای کسب موفقیت فردی است.
  
دانش آموزانی که سطح اراده شان بالا بود، امتیازات بیشتری در کلاس هایشان کسب و اجازه ورود به مدارس منتخب را از آن خود می کردند. آن ها کمتر غیبت داشتند و مدت زمان کمتری را صرف تماشای تلویزیون می کردند و بیشتر به انجام تکلیفشان می پرداختند. دانش آموزانی که از خویشتن داری و انضباط فردی بالایی برخوردار بودند در هر یک از متغیرهای آموزشی، بهتر از همسالان تابع امیال خود عمل می کردند. مطالعات نشان داد که خویشتن داری در مقایسه با استعداد هوشی، تاثیر بیشتری روی عملکرد آموزشی دارد و دانش آموزانی که خویشتن دار هستند بیشتر امکان ارتقای سطح تحصیلی دارند؛ در حالی که ضریب هوشی چنین تاثیری ندارد و این نتیجه به دست آمد .......... ص 175
 

عنوان: قدرت عادت

نویسنده: چارلز دوهینگ

مترجم: پروین بیات

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1392

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 335 ص.

موضوع: جنبه های اجتماعی/ تحول (روان شناسی)

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
معرفی کتاب- لحظه ی تصمیم  
 
 
   «من می دانستم که بهترین خواهم شد. وقتی صفحه ی بازی را در ذهنم مجسم می کردم می دانستم که باید چه کاری انجام دهم. بازی به مناظره ای سطح بالا درباره ی زیبایی شناسی بدل شده بود. زیرا تصمیم گیری های من به شکل فزاینده ای به نوع نگاه کردنم به امور متفاوت بستگی دارد؛ بنابراین می توانستم هر حرکتی را در نظر داشته باشم. سپس مقایسه کنم که حریف، با هر حرکت چه منظوری دارد. آیا حرکت او به نفع من خواهد بود یا به ضرر من؟!» ص 90
 
   تصمیمات اخلاقی نوع عالی تصمیم گیری محسوب می شوند. وقتی که شما در میوه فروشی در حال دست چین کردن توت فرنگی برای پخت مربا هستید، با خودتان فکر می کنید. اینجا، تنها نظر شخص شما مهم است. کسب لذت شخصی باعث می شود که احساس خوبی داشته باشید. در اینجا حس خودخواهی بر دیگر احساسات رجحان دارد.
   اما وقتی تصمیمی اخلاقی می گیرید، یعن بر استراتژی خودمحوری تان غلبه کرده اید. تصمیمات اخلاقی یعنی توجه به دیگران و نیازهای آنان؛ مثلا، شما نمی توانید به عصبانیتتان اجازه دهید از کنترل خارج شود؛ زیرا مایه ی فساد و تباه خواهد شد. در حقیقت، در اینجا، فکر کردن به دیگران همان عمل درست است. استفاده از مغز احساساتی آینه ای برای انعکاس احساسات دیگران است؛ زیرا خودخواهی باید با تواضع در تعادل باشند. ص 249 و 250
 

عنوان: لحظه ی تصمیم

نویسنده: جان لرر

مترجم: لیلی سالاری

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1394

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 335 ص.

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
  
 
به حرفی که می زنی فکر کن
به کاری که می کنی
به راهی که می روی
به دوست داشتن؛ وقتی بی صبرانه دوست داری
به دوست داشته شدن؛ وقتی بی تابانه دوست داشته می شوی
به زندگی فکر کن
و همه ی آن چه که باید و شاید
به عشق، وقتی عاشق می شوی؛
گاهی حرف بزن و گاهی سکوت کن؛ اما هوای خودت را داشته باش؛
برای کمی عاشقی؛ برای خاطر همه چیزها
و همه ی کس هایی که دوست داری؛ دوستت دارند.
 
     
 
مثنوی معنوی  
 
 
     شاه به فکر افتاد که چه طوری از آن ها امتحان بگیرد. بعد به این نتیجه رسید که از خودشان بپرسد. هر دو گروه را صدا کرد و گفت: «خودتان بگویید که چه طوری از شما امتحان بگیریم تا معلوم شود که کدام یک نقاشی های بهتری می کشید؟»
هر دو گروه گفتند: یک خانه به ما بدهید که یک اتاق بزرگ داشته باشد. ما داخل آن اتاق می رویم، روی یکی ازدیوارهای اتاق، ما نقاشی می کشیم و روی دیوار روبه رویی، گروه دیگر. بعد شما بیایید و قضاوت کنید و ببینید نقاشی چه گروهی قشنگ تر است.....»
چینی ها، از کار رومی ها تعجب می کردند که این چه جور نقاشی کشیدن است که نه رنگ مصرف می کنند و نه قلم مو به کار می برند؛ اما رومی ها توجهی به حرف های آن نداشتند.
روزها و هفته ها گذشت. تا این که روزی از روزها، چینی ها به شاه خبر دادند که کار ما تمام است و نقاشی مان کامل شده است. ص77
 

عنوان: مثنوی معنوی

گردآورنده: حسین فتاحی

ناشر: سوره مهر

سال نشر: 1388

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 174 ص.

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
مرزبان نامه  
 
 
    آهو این طرف و آن طرف را نگاه کرد. دنبال راهی می گشت تا از آن جا فرار کند. یک دفعه چشمش به یک موش افتاد. خوشحال شد. گفت: «دوست من، کمکم کن من از این جا بیرون بیایم. قول می دهم هر کاری بخواهی، برایت انجام دهم.»
موش گفت: «نمی توانم»
آهو پرسید: «چرا؟ تو که دندان های تیزی داری. چرا نمی توانی؟ تو به راحتی می توانی این تور را پاره کنی.»
موش گفت: «می دانم؛ ولی...»ص 67
 

عنوان: مرزبان نامه

گردآورنده: محمد شمس

ناشر: سوره مهر

سال نشر: 1391

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 200 ص.

موضوع: داستان های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
قابوس نامه  
 
    معلم جوان برخاست و با توکل بر خدا، لباس های مهمانی اش ر ا پوشید. گیوه های نو خود را از توی صندوق بیرون آورد. آن ها را پا کرد و راه آسیاب یونس را که پشت کوهستان بود در پیش گرفت. او دوان دوان رفت و رفت تا به آسیاب رسید. ص90
 
بعد، از دست یونس عصبانی شد و ادامه داد: کاش سراغ او نرفته بودم. آخر این چه خواسته ای است که او دارد؟ آدم که این قدر طمع کار نمی شود!
غلام ها بدو بدو آمدند و سفره های بزرگ را در میان مهمان ها پهن کردند. کاسه ها و جام های شربت و آب و خیک های دوغ چیده شد. سپس سینی های پر شده از غذاهای رنگ رنگ را در مقابل مهمان ها گذاشتند. صاحب هم با احترام به آن ها گفت: «همگی خوش آمدید. بفرمایید نوش جان کنید.» ص 94
 

عنوان: قابوس نامه

گردآورنده: مجید ملا محمدی

ناشر: سوره مهر

سال نشر: 1390

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 207 ص.

موضوع: داستان های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
لبخند انار  
 
 
 بابابزرگ از جیبش دانه ای نقل درآورد، دستش را جلو برد و با خیال، انگار که بیتا و بابک جلویش نشسته اند و دهانشان را باز کرده اند، نقل ها را گذاشت توی دهان بچه ها. نقل ها توی هوا ول شدند و افتادند توی باغچه. یکی شان افتاد توی غنچه گل محمدی. اما پیرمرد تو خیال می دید که بچه ها دارند نقل می خورند. ملچ ملوچ می کنند، شیرینی نقل ها آب دهانشان را راه انداخته.
   پدر سرش را برگرداند، صورتش را با کف دست هایش گرفت، که .......... ص 115
 

عنوان: لبخند انار

گردآورنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1392

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 187 ص.

موضوع: داستان های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
ته خیار  
 
   
با مادرم زندگی می کنم، ازدواج نکردم. دارم سی ساله می شوم. مادرم یازده تا دفتر شعر دارد. می خواهد طلاهاش را بفروشد و آن ها را چاپ کند. وقتی پدرم زنده بود مادرم دفترهای شعرش را تو صندوقچه اش، لای لباس هاش، پنهان می کرد. پدرم زود مرد. شش سالم بود مریض شد و خوب نشد. مادر رفت تو رادیو تو برنامه مشاعره شرکت کرد، جایزه گرفت. تو انجمن شاعران می رفت. نها زنی بود که به انجمن می رفت. دست مرا می گرفتذ و همراه خودش می برد، که با ششاعران و شعر آشنا شوم. حالا پیر شده. مرا می برد ......... ص 147
 

عنوان: ته خیار

گردآورنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1393

شمارگان: 3300 نسخه

شماره صفحه: 221 ص.

موضوع: داستان های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
آدم ها- برنده عنوان بهترین مجموعه داستان سال. جایزه بنیاد هوشنگ گلشیری. 1390  
 
    کامران گفت: «انگار بوی عملیات می آد؟» گفتم: «چطور مگه؟» گفت: «شنیده ام مرخصی ها لغو شده» گفتم: «آره، هر وقت می خواد عملیات بشه، مرخصی ها رو لغو می کنن.» گفت: «مادرم خیلی ناراحت بود.» می خواستم از شوکت بپرسم. خجالت کشیدم. گفتم: «حق داره» گفت: «می ترسه کشته بشم. می گه همین یه پسرو دارم.» کفتم: «حق داره» گفت: «با خیلی ها این راهو رفتم و برگشتم. خیلی ها این رهو رفتن و برنگشتن. فکر می کنی این بار نوبت منه؟» بیرون تاریک بود و کورسوی نوری از دوردست ها دیده می شد. گفتم: «این طوری نیست. هر چی خدا بخواد...« استوار گفت: «بفرمایین تخمه آفتابگردون» ص 39
 
 

عنوان: آدم ها

گردآورنده: احمد غلامی

ناشر: نشر ثالث

سال نشر: 1389

شمارگان: 1100 نسخه

شماره صفحه: 252 ص.

موضوع: داستان های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
قصه های کتاب کوچه  
 
 
نوکرها دویدند رختخواب پهن کردند، یک شمعدان طلا روشن کردند گذاشتند بالای سرش سک شمعدان نقره هم روشن کردند گذاشتند پائین پاش، شاهزاده همان جور با لباس افتاد رو رختخواب و با یک دنیا غم و غصه ئی که تو دلش داشت خوابش برد. حاجب هم وقتی شام را آورد و دید شاهزاده خوابیده همان جور که دستور داشت بی سر و صدا مجمعه کبک و کباب و چلو و خورش را گذاشت تو جادر و چون باقی عده هم راه درازی آمده بودند شام شان را که خوردند سرشان را گذاشتند جای پاهاشان گرفند خوابیدند.
 
حالا بشنوید از دختر که از پشت شاخه ها و برگ ها همه چیز را می دید و چون از دیشب تا حالا هم هیچی نخورده بود بوی کبک و کباب و آن شام شاهانه که به دماغش می زد اشتهایش را تیزتر می کرد. صبر کرد خوب که اهل اردو خواب شان سنگین شد با احتیاط از درخت آمد پائین خودش را رساند به خیمه پسر پادشاه ست و سیر غذا خورد آهسته دستمال او را از جیبش درآورد دست و دهنش را پاک کرد شمعدان نقره را برد گذاشت بالا سر شاهزاده و شمعدان طلا را برداشت گذاشت پائین پاش و برگشت رفت بالا درخت.
 

عنوان: قصه های کتاب کوچه

گردآورنده: احمد شاملو

ناشر: مازیار

سال نشر: 1381

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 405 ص.

موضوع: افسانه ها و قصه های ایرانی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
مثل و تمثیل در ادبیات ایران  
 
 
  کتاب مثل و تمثیل از حسینعلی خداکرمی است، در این کتاب ایشان به گردآوری ضرب المثل ها پرداخته و همچنین تفسیر آن ها را بیان نموده، ترتیب این ضرب المثل ها الفبایی است که خواننده این کتاب به راحتی می تواند به ضرب المثل ها دسترسی دداشته باشد.
 نمونه این ضرب المثل ها:
 
جانا سخن از زبان ما می گویی.
گله و شکایتی بیجا از من دارید و من خود به گله کردن از شما سزاوارتر هستم.
 
کجا خوش است؟ آن جا که دل خوش است.
بهشت آن جاست که آزاری نباشد و کسی را با کسی کاری نباشد.
 
نه سر پیاز باش نه ته چغندر.
نه بسیار تلخ باش و نه بسیار شیرین             نه بالانشین باش و نه پایین نشین
 

عنوان: مثل و تمثیل در ادبیات ایران

گردآورنده: حسینعلی خداکرمی

ناشر: دستان

سال نشر: 1383

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 527 ص.

موضوع: ضرب المثل های فارسی- واژه نامه- ضرب المثل های ایرانی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
ریشه ها و اندیشه های ماندگار- صمد بهرنگی  
 
 
 
     من در را بار کردم و تاری وردی با کشک سابی لبوش تو آمد. شال نخی کهنه ای بر سر و رویش پیچیده بود. یک لنگه از کفش های گالش بود و یک لنگه اش از همین کفش های معمولی مردانه. کت مردانه اش تا زانوهایش می رسید، دست های توی آستین کتش پنهان می شد. نوک بینی اش از سرما سرخ شده بود. روی هم ده دوازه سال داشت.
سلام کرد، کشک سابی را روی زمین گذاشت. گفت: اجازهمی دهی آقا دستم را گرم کنم؟
بجه ها او را کنار بخار کشاندند. من صندلی ام را بهش تعارف کردم. نشست گفت: نه آقا. همین جوری روی زمین هم می توانم بنشینم.
بچه های دیگر هم به صدای تاری وردی تو آمده بودند، کلاس شلوغ شده بود. همه را سر جایشان نشاندم.
تای وردی کمی که گرم شد گفت: لبو میل داری، آقا؟
و بی آن که منتظر جواب من باشد، رفت سر لبوهایش و دستمال چرک و چند رنگ، روی کشک سابی را کنار زد، بخار مطبوعی از لبوها برخاست، کاردی دسته شاخی مال (سردی) روی لبوها بود. تاری وری لبویی انتخاب کرد و داد دست من و گفت: «بهتر است خودت پوست بگیری، آقا..... ممکن است دست های من ..... خوب دیگر ما دهاتی هستیم..... شهر ندیده ایم..... رسم و رسوم نمی دانیم.» ص185
 

عنوان: ریشه ها و اندیشه های ماندگار

گردآورنده: قصه های صمد بهرنگی

ناشر: هنر پارینه

سال نشر: 1389

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 396 ص.

موضوع: داستان های کوتاه فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
حکایت های شیرین گرشاسب نامه  
 
 
    شاه طنجه، پنجاه پسر داشت. یکی از دیگری پهلوان تر. آنان را با سپاه به پیشواز گرشاسب فرستاد. برای استقبال از او شهر را آذین بست و بهترین اتاق های قصر خود را برای پذیرایی آماده کرد. گرشاسب دو هفته میهمان شاه طنجه بود. در پایان خواست  محبت شاه طنجه را جبران کند، گفت: «خوی و رفتار هر کس گوهر وجودی او را معلوم می کند. تو با رفتارت نشان دادی که از نژاد بزرگان هستی. اگر دشمنی داریر بگو. ماه هم که باشد، او را به زمبن می کشم.»
 

عنوان: حکایت های شیرین گرشاسب نامه

گردآورنده: جعفر توزنده جانی

ناشر: نشر پیدایش

سال نشر: 1388

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 168 ص.

موضوع: داستان های گرشاسب نامه- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
مثل ها و متل ها  
 
 
  هر جامعه ای فرهنگ خاص خود را دارد. به طوری که هیچ جامعه ی فاقد فرهنگ وجود ندارد. آن چه بر مردم یک جامعه گذشته و مایه پند و عبرت سایرین شده است زبان به زبان و سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده تا بر اثر کثرت استفاده به صورت مثل یا ضرب المثل بر زبان ها جای گرفته است.
متل های موجود در این کتاب حکایت به وجود آمدن مثل هایی است که مردم در سفرها، شب نسینی ها، خواندن کتاب ها و نشستن پای منبر بزرگان و حکیمان به آن ها دست یافته و برای دیگران تعریف و نقل قول کرده و می کنند.
 
 
چه کشکی چه پشمی
این مثل در مورد کسی به کار می رود که پس از آن که کارش راه افتاد تعهدات خود را فراموش می کند و دست به حاشا می زند.
متل:
   چوپانی گله  به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید. از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت، خواست فرود آید می ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد. دید عنقریب است که بیفتد و دست و پایش بشکند. در حال مستاصل شد. از دور بقعه ی امام زاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو از درخت سالم پایین بیایم. قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه ی قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت. گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه ی من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه ی گله ار صاحب شوی. نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم. قدری پایین تر آمد..... ص 126
 
 
 

عنوان: مثل ها و متل ها

گردآورنده: عیسی سجادی، عبدالمجید علوی شوشتری

ناشر: معتبر

سال نشر: 1385

شمارگان: 4000 نسخه

شماره صفحه: 308 ص.

موضوع: ضرب المثل های فارسی

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
اثر مرکب- آغاز جهشی در زندگی، موفقیت و درآمد شما  
 
 
 
  اثر مرکب همیشه نتیجه می دهد و همیشه شما را به جایی می رساند. مسئله این است که بپرسید شما ره به کجا می رساند؟ می توانید این نیروی قدرتمند را مهار و مجبورش کنید شما را به ارتفاعات و موفقیت های جدید برساند. اما باید بدانید کجا می خواهید بروید و چه اهداف، رویاها و مقاصدی را در نظر دارید؟ ص 99
 
  اگر نظمی باشد که مزیت رقابتی به من بدهد، توانایی پایداری و ثبات من است. هیچ چیز مثل نداشتن تداوم و پشتکار در کاری، تکانش بزرگ را نابود نمی کند. حتی افراد خوب و مهربان با نیات خوب هم در مورد ثبات و پشتکار نقطه ضعف دارند؛ اما این ابزار قدرتمندی است که می توانید برای دستیابی به اهدافتان از آن استفاده کنید. ص 143 
 
  

عنوان: اثر مرکب

گردآورنده: آدارن هاردی

مترجم: گیتی شهیدی

ناشر: آرایان

سال نشر: 1394

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 224 ص.

موضوع: موفقیت. رهبری. خودیاری

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
تلخ و شیرین- محمدعلی جمالزاده  
 
 
 
   در آن وقت شب که هر خانه و ماوایی مثل آدمی که از زور خستگی جاجیم تیره ای به سر کشیده و زانوان را در بغل گرفته در پای دیواری کز کرده باشد، درآن تاریک و روشنی شب های بی ماه و ستاره به هم چسبیده و چمپاتمه به خواب رفته بود، از دیدن روشنایی در اتاق همشهری جوانمان تعجب نمودم و گفتم نکند بیچاره ناخوش باشد و بی درنگ به پنجره اش که در زیرین طبقه عمارت بود نزدیک شده بنای تلنگر زدن را نهادم در دم پنجره باز شد و سر و گردن درویش مومیایی که واقعا مومیایی را به خاطر می آورد از میان چهارچوبه پنجره بیرون آمد. ما را اول در تاریکی درست تشخیص نداد ولی به زودی از صدا و فارسی حرف زدنمان ما را شناخت و به به گویان بنای اصرار را گذاشت ........ ص 119
 

عنوان: تلخ و شیرین

گردآورنده: سید محمدعلی جمالزاده

ناشر: سخن

سال نشر: 1379

شمارگان: 3300 نسخه

شماره صفحه: 306 ص.

موضوع: داستان های کوتاه فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
به کی سلام کنم؟  
  
 
   سه روز طول کشید تا سرهنگ آقای آوخ باغبان شهرداری را در لبنیاتی سلیمانی گیر بیاورد. ساعت یازده صبح بود. سرهنگ با اهن و تلپ توضیح داد که فعلا محل را شناسایی می کنید تا فردا از ساعت شش مشغول کار بشوید. گذارشان از خیابان اسدی بود تا رسیدند به در مسجد. مرد عبا به دوش باز جای سه روز پیشش نشسته بود. آقای آوخ سلام کرد و دولا شد و دست مرد را بوسید. سرهنگ بی این که بتواند جلو خودش را بگیرد سلام گفت اما مرد جوابش را نداد نگاهش کرد و به عربی چیزی گفت که سرهنگ فقط کلمه ..... ص 216
 

عنوان: به کی سلام کنم

گردآورنده: سیمین دانشور

ناشر: خوارزمی

سال نشر: 1380

شمارگان: 33000 نسخه

شماره صفحه: 257 ص.

موضوع: داستان کوتاه

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
زیباترین جملات الهام بخش  
 
 
هر پیشرفتی یک جهش در تاریکی است. (هنری میلر) ص17
 
هر لحظه برای ما شروع یک زندگی جدید است.
بیایید با شوق به ملاقات آن برویم
باید ایستادگی و پافشاری کنیم.
فرقی ندارد که نتیجه چه باشد.
و بهتر است خوب جلوی پایمان را نگاه کنیم تا
این که همیشه در گذشته سیر کنیم. (جروم. کی جروم) ص 24
 

عنوان: زیباترین جملات الهام بخش

گردآورنده: هلن اکسلی

مترجم: شیرین اسفندی

ناشر: معیار اندیشه

سال نشر: 1392

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 96 ص.

موضوع: الهام- کلمات قصار

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
مربای شیرین- کتاب برگزیده سال 1999 میلادی از سوی کتابخانه بین المللی مونیخ  
 
 
   مادر در شیشه ی مربا را زیر شیر آب گرم گرفت؛ گرداد. آب داغ انگشت هایش را سوزاند، به روی خودش نیاورد. دست هایش به گرمی و سردی عادت داشت. پوست شان کلفت شده بود، بخار از سر شیشه بلند شد. پارچه ای را برداشت، انداخت روی در شیشه، خواست بپیچاند، جلال گرفتش و گفت:
حالا که درش گرم شده، راحت می شود. ص8
  
- آقا شما می توانید بازش کنید؟
-نه، وقتی شما نتوانستید بازش کنید، بنده هم نمی توانم. اگر بتوانم بازش کنم می گویید: «معلم ما بزرگ و پر زور است، کاری نکرده.» اگر هم نتوانستم بازش کنم می خندید و می گویید: «این هم که خود را عالم و دانشمند می دانست نتوانست.» پس بهتر است دست به این کار نزنم که در هر صورت برای من شکست است و من در اریخ از این گونه شکست ها و ندانم کاری ها زیاد دیدم. من معلم تاریخم نه معلم ورزش و علوم. از من بپرسید سلسله ی قاجاریه چه کرده؟ برایتان یک ماه توضیح می دهم. ص 16
  بقال دو تا مشتری داشت. جلال صبر کرد، مشتری ها خریدشان را کردند و رفتند.
-احمد آقا، بی زحمت در این شیشه ی مربا را وا کنید.
بقال شیشه را گرفت.
-چه عیبی دارد؟ مرباش تازه است. تازه برام آردند. ترش شده، کپک زده؟
-نه، شما درش را وا کنید.
بقال هر چه زور زد نتوانست در شیشه را باز کند، با پارچه دور در را گرفت باز هم نتوانست. در شیشه را نگاه کرد. ص 20
 

عنوان: مربای شیرین

گردآورنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1377

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 92ص.

موضوع: داستان های فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
 
     
 
زیباترین جملات درباره تشکر  
 
 
از همه اون آدمای دنیا
گه همیشه ده درصد مهربون تر از حد معمول هستند،
متشکرم
این چیزی که باعث میشه کار دنیا راه بیافته. ص6
 
اگه تو نبودی
که دقیقا همون کارایی که بهشون احتیاج داشتم رو انجام بدی
به من خیلی سخت می گذشت.
تو از من حمایت کردی و تشویقم کردی.
تو بد به خوب تبدیل کردی.
تو غم به شادی تبدیل کردی.
ازت متشکرم. (استوارت و لیندا مک فارلین) ص51
 

عنوان: زیباترین جملات درباره تشکر

گردآورنده: هلن اکسلی

مترجم: آرزو رحمانی

ناشر: معیار علم

سال نشر: 1392

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 96 ص.

موضوع: قدرشناسی- کلمات قصار

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
زیباترین جملات درباره حکمت و خرد  
 
خرد چیست؟
برای جستجوی خرد اولین پله سکوت،
دومین پله گوش فرادادن،
سومین پله به خاطر سپردن،
چهارمین پله تمرین
و پنجمین پله آموختن به دیگران است. (ابن جبیرول) ص 22
 
غم ها، بزرگترین آموزگار
غم ها بهترین آموزگاران ما هستند.
یک قطره اشک می تواند
مسافت دورتری را به انسان نشان دهد تا یک تلسکوپ. (لرد بایرن) ص 68
 

عنوان: زیباترین جملات درباره حکمت و خرد

گردآورنده: هلن اکسلی

مترجم: مرضیه ابوالفتح زاده

ناشر: معیار اندیشه

سال نشر: 1392

شمارگان: 2500 نسخه

شماره صفحه: 96 ص.

موضوع: عقل- کلمات قصار

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
آب انبار  
 
 
 
    پسرک ناگهان زنی را یدد که از رو به رو، از ته بازار می آمد بوی خوش گلاب و زعفران و حلوا می آمد. زن سینی حلوا بر سر داشت. پسرک دیگر بار او را ندیده بود با خود گفت: «حلوافروش تازه ای است.» زن جار نمی زد. چهره پوشانده بود به حجره ی اصلان بازرگان رسید و به درون رفت، پسرک دانست که شهربانو بانوی بازرگان است، خیال کرد که زن برای شویش حلوا آورده است که خیرات کند در بازار. حلوا فروش از پس زن رفت و دم حجره ایستاد.
   شهربانو سینی از سر بر گرفت و میان حجره گذاشت. کودک حلوا فروش، حلوای شهربانو نگاه کرد. دید چه رنگ و بویی دارد، بوی هل و زعفران حجره را پر کرده بود. چنان بود که پسرک خیال کرد «حلوای عروسی» است.
   اصلان بازرگان با حیرت به شهربانو و حلوا نگریست:
- چه می بینم؟ این چیست، زن؟ کی گفت تو این جا حلوا بیاوری؟
شهربانو گریان و نالان بود: ص 69
 
 

عنوان: آب انبار

گردآورنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1391

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 153 ص.

موضوع: داستان های فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
شازده کوچولو  
 
 
   روز پنجم باز سر قضیه ی گوسفند از یک راز زندگی شهریار کوچولو سر درآوردم. مثل چیزی که مدت ها تو دلس بهش فکر کرده باشد یکهو بی مقدمه از من پرسید:
- گوسفندی که بته ها را بخورد گل ها را هم می خورد؟
- گوسفند هر چی گسرش بیاید می خورد.
- حتی گل هایی را هم که خار دارند؟
- آره، حتی گل هایی را هم که خار دارند.
- پس خارها فایده شان چیست؟
   من چه می دانستم؟ یکی از آن: سخت گرفتار باز کردن یک مهره ی سفت موتور بودم. از این که یواش یواش بو می بردم خرابی کار به آن سادگی ها هم که خیال می کردم نیست برج زهرمار شده بودم و ذخیره ی آبم هم که داشت ته می کشید بیشتر به وحشتم می انداخت.  ص 28
 
شهریار کوچولو خمیازه کشید. از این که تماشای آفتاب غروی را از دست می داد تاسف می خورد. از آن گذشته دلش هم کمی گرفته بود. این بود که به پادشاه گفت:
- من دیگر اینجا کاری ندارم. می خواهم بروم.
پادشاه که دلش برای داشتن یک رعیت غنج می زد گفت:
- نرو! نرو! وزیرت می کنم!
- وزیر چی؟
- وزیر ... وزیر دادگستری!
- آخر اینجا کسی نیست که محاکمه بشود.
   پادشاه گفت: - معلوم نیست. ما که هنوز گشتی دور قلمرومان نزده ایم. ص 43
 
 

عنوان: شازده کوچولو

گردآورنده: آنتوان دوسن تگزوپری

مترجم: احمد شاملو

ناشر: نگاه

سال نشر: 1376

شمارگان: 5000 نسخه

شماره صفحه: 103 ص.

موضوع: داستان های فرانسوی- قرن 20

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
زندگی سهراب سپهری  
 
 
  سهراب از کتابخوانی لذت می برد و این لذت را می شد در چهره تک تک اعضای خانواده فهمید حتی در چهره پدر که با خواندن داستان، آرامشی حاکی از رضایت در چهره اش نقش می بست. سهراب در چنین محیط آرام و با صفایی احساسا امنیت و آرامش غیر قابل وصفی می کرد. وقتی مادر برایشان کتاب می خواند، شب بامعنی تر می شد و سهراب از این که هنوز تمام خانواده کنار هم هستند؛ غرق در خلسه می شد؛ احساس کرخی دلپذیری می کرد؛ همه دور هم لمیده بودند؛ پریدخت با نگاه ساده اش دست هایش را به زیر چانه اش زده و منتظر بقیه ماجرا بود؛ منوچهر..... ص 88
 
سهراب خانه های گلی روستایی را که سرخ رنگ بودند، بسیار دوست می داشت و در میان در و پنجره های چوبی آن احساس راحتی خاصی می کرد. وقتی آفتاب کویر بر کوچه های خاکی روستایی می تابید و صدای باد پیر در میان شاخهه ای درختان نبریزی می پیچید، دل سهراب آرام می گرفت، در شب های کویر وقتی به آسمان سیاهرنگ پر ستاره چشم می دوخت، دنیا به نظرش دوست داشتنی می آمد. روستا ساده بود و سهراب عاشق سادگی و صفا... ص119
 

عنوان: زندگی سهرای سپهری

گردآورنده: پریسا امیرقاسم خوانی

ناشر: شرکت توسعه کتابخانه های ایران

سال نشر: 1381

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 235 ص.

موضوع: زندگی سهراب سپهری

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
زندگی پروین اعتصامی  
 
   تمام روز پدر در کتابخانه مشغول ترجمه بود؛ رخشنده نمی خواست مزاحمش شود؛ اما باید آن ساعت برای آموختن زبان و ادبیات فارسی و عربی نزد وی می رفت او در حالی که با تردید پشت در کتابخانه ایستاده بود، عاقبت تصمیمش را گرفت و آهسته در زد؛ ذبعد از چند لحظه صدی پدر از داخل کتابخانه آمد:
بفرمائید!
رخشنده دستگیره در را چرخاند و وارد کتابخانه شد؛ ..... ص 27
 
   دخترک سکوت کرد! دردهایش بیشتر از آن بود که از درد سرما شکایت کند؛ پروین کاملا گیج شده بود، نمی دانست چه عکس العملی نشان دهد؛ ناگهان فکری به نظرش رسید؛ با عجله از داخل کیف پولش مقداری پول در دست دخترک گذاشت؛ سپس ژاکت بافتنی اش را درآورد و بر روی شانه های او انداخت؛ آن گاه بدون کلمه ای، با سرعت از آن جا دور شد؛ گلوله های درشت برف بر صورت اشک آلود پروین می بارید؛ ..... ص 59
 

عنوان: زندگی پروین اعتصامی

گردآورنده: پریسا امیرقاسم خوانی

ناشر: شرکت توسعه کتابخانه های ایران

سال نشر: 1381

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 146 ص.

موضوع: زندگی پروین اعتصامی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
زندگی خیام  
 
    هر چه خواجه اصرار کرد، خیام نپذیرفت و به هیچ موردی اشاره نکرد. بالاخره صبح روز بعد، هنگامی که خیام در همان اتاق به مطالعه مشغول بود، حکمی از جانب خواجه نظام الملک برای خیام فرستاده شد که بر طبق آن، حاکم نیشابور مامور می شد که هرساله یک هزار دینار از درآمد املاک نیشابور به خیام پرداخت نماید... دریافت این حکم برای لحظاتی خیام را فوق العاده خوشحال کرد. او بدین اندیشه افتاد که «از این پس می توانم با راحتی خیال و بدون دغدغه معاش به تکمیل دانش خود و تالیف کتب و تدریس شاگردان مستعد بپردازم... او به سختی های زندگی گذشته اش می اندیشید... که برای گذراندن معاش مجبور به تدریس های جاری و مرسوم زمان بود، در حالی که بسیاری از آن چه را تدریس می کرد، از بن دل باور نداشت. او به این فکر افتاد که از این پس زندگی بر او  وخانواده اش آسان خواهد گذشت. ولی، این شادمانی چندان دوام نداشت. زیرا به خود گفت «اکنون که چنین امکانی برای من پیش آمده است، در برابر خداوند و وجدانم مسئولم که آن چه اسرار جهان برایم مکشوف شده است اعلام کنم. ص 75
 

عنوان: زندگی خیام

گردآورنده: مصطفی بادکوبه ای هزاوه ای

ناشر: شرکت توسعه کتابخانه های ایران

سال نشر: 1382

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 234 ص.

موضوع: خیام- نقد و تفسیر

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
ادبیات داستانی جهان برای نوجوانان- مالک دنیا  
 
   در حالی که آفتاب رو به غروب بود و کشتی "اپووانت" به منطقه خطرناک آبشار "نیاگارا" نزدیک می شد من همچنان در عرشه کشتی نشسته و با افکار پریشان و آشفته ام دست به گریبان بودم. عجیب ترین نکته ای که در این ماجرا سراسر راز و رمز وجود داشت این بود که اگر این شخص همان مالک دنیاست؛ چرا آن نامه تهدیدآمیز را به من نوشته بود؟ این کشتی زیردریایی ممکن است بتواند از طریق تبدیل شدن به اتومبیل از یک دریا به دریای دیگری برود، ولی چگونوه می تواندذ از حصارذ صخره ای کوه جادو نیز عبور نماید؟ آیا واقعا این پره های فلزی که در دو سوی کشتی کار گذاشته شده قادر است این هیولای عظیم را به پرواز درآورد؟ اگر این فرض درست باشد، این مرد عجیب که مدت ها خانه مرا تحت نظر گرفته بود و می دانست من چه ماموریتی بر عهده دارم، اکنون که اسیر و زندانی او هستم، چرا از سخن گفتن با من خودداری می کند؟
 

عنوان: مالک دنیا

گردآورنده: ژول ورن

مترجم: سپهر حاجتی

ناشر: دبیر

سال نشر: 1387

شمارگان: 1500 نسخه

شماره صفحه: 118 ص.

موضوع: داستان های فرانسه- قرن 19 میلادی.

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
آموزش فن بیان  
 

 

   صوت حرفه ای، صدایی است که استفاده کننده آن را به عنوان ابزار کار، یا بخشی ازتوانایی شغلی خود، مورد استفاده قرار می دهد. از جمله می توان وعاظ، قاریان، مداحان، گویندگان، خواننده ها، مدرسین، تلفنچی ها، دوبلرها، قضات، وزرا، مدیران و ... نام برد.

   برای این افراد، آموزش فن بیان، صداسازی و موارد تخصصی مرتبط با حرفه شان ضروری است و باید از کلام خود، همانند یک عضو مهم و حیاتی به نحو احسن مراقبت نمایند.

   صدای هر کس همانند اثر انگشت، منحصر به فرد است. هر شخص باید با صدای خودش صحبت کند؛ تقلید جایز نیست. لهجه در زبان است. ص69

   وضوح و رسای کلام به سه عامل مهم بستگی دارند که عبارت اند از: منبع صدا، اندام های تشدید، حنجره و تارهای صوتی که توسط نفس به صدا در می آیند. ص116

   یکی از راه های ساده برای تحقیق سرعت نوسان بازدم و تمرین یکنواخت ادا کردن صوت، استفاده از شمع است؛ به این صورت که بر روی صندلی در محل ثابتی نشسته و در فاصله ای که با سعی و خطا به دست می آید، شمعی را روشن می کنیم؛ به طوری که موقع صدا درآوردن هوای خروجی از دهان، شعله را بلرزاند. میزان حرکت شعله، در واقع منظور ما را برآورده می سازد. ص 125

عنوان: آموزش فن بیان

گردآورنده: احمدرضا رسولی

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1393

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 188 ص.

موضوع: سخنوری

موجود در کتابخانه دبیرستان
     
 
شما که غریبه نیستید  
 
 
   دلم می خواهد کیف داشته باشم. بچه هایبزرگ مدرسه دارند. «کیف حلبی» که ماشالله درست کرده. یک نفر یا دو نفر هم کیف چمدانی دارند که از کرمان براایشان آورده اند. خیلی دلم می خواهد کیفی مثل آن ها داشته باشم. دو تا از آن هایی که کیف چمدانی دارند، پسر و دختر «آقای کرامت» هستند که هر روز با الاغ سواری و پالان نو به مدرسه می آیند. نوکرشان افسار الاغ را می گیرد. خواهر و برادر را به مدرسه می آورد. بطری آب تمیز هم می گیرد دستش که از آب خمره نخورند. بچه های یکی از ارباب های آبادی هستند. دو تا دختر تو مدرسه داریم، که کی اش همین است. روی بطری شان نقش خوشه ی انگور است. بطری شان را توی دفتر می گذارند تا زنگ تفریح آبش را بخورند. ما بچه ها توی دفتر سرک می کشیم تا آب خوردنشان را از آن بطری تماشا کنیم.
   آغ بابا می رود توی انبار و پیت حلبی خوب و نویی پیدا می کند. دست مرا می گیرد و می بردر پیش ماشالله.
    دلم می خواد یک کیف خوشگل برای هوشو درست کنی. ص94
 

عنوان: شما که غریبه نیستید

گردآورنده: هوشنگ مرادی کرمانی

ناشر: معین

سال نشر: 1384

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 354 ص.

موضوع: داستان فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
گلچینی از ضرب المثل های جهان  
 
   سخنی کوتاه:
   ضرب المثل ها خود نشان دهنده قسمت اعظمی از فرهنگ بومی و عوا یک قوم یا یک ملت است که در بین مردمان آن سرزمین رایج می باشد. به عبارتی، جملاتی کوتاه هستند که می توانند در یک لحظه اثراتی به شگفتی خواندن یک کتاب قطور و یا یک نطق چندین ساعته را داشته باشند.
   نکته مهم که در خواندن تمامی مطالب کتاب در لحظه اول به نظر می آید این است که نقاط مشترک بسیاری بین ضرب المثل های نقاط مختلف جهان از شرق ت غرب، از شمال تا جنوب به چشم می خورد و چه بسا که یک ضرب المثل در سرزمین های مختلف و اما به با گویش های متفاوت رواج دارد.
 
       «ضرب المثل های این کتاب به منظور سهولت دسترسی به ترتیب الفبایی دسته بندی شده است.»
 
پرنده بزرگ دانه کوچک برنمی چیند.
پرده شک را با سوالات از بین ببرید
پا درد فراموش می شود ولی سردرد هرگز فراموش نمی شود.
پزشک باید سالخورده و قاضی باید جوان باشد. ص 84
 
 

عنوان: گلچینی از ضرب المثل های جهان

گردآورنده: دکتر سیف الله اسدی

ناشر: اشجع

سال نشر: 1390

شمارگان: 2200 نسخه

شماره صفحه: 336 ص.

موضوع: ضرب المثل ها

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
شب ها موش ها هم می خوابند- مجموعه داستان های آلمانی  
 
    یکشنبه ها مادرم می امد آن جا. مادرم مجبور بود کار کند و توی دفتر زیمنس، منشی بود پدرم شش ماه بعد از تولد من، مرد و من خیال می کردم یتیم بودن امتیاز بزرگی است. هر وقت مادرم می آمد پهلوی ما، یک جوری رفتار می کردم که انگار او را نمی شناسم.... مودبانه تعظیم، کوچکی می کردم و می گفتم: روز به خیر خاله جان «مادربزرگ بی درنگ می زد زیر گریه و دماغش را پاک می کرد. و زیر لبی  درباره زندگانی و معاشرت غیر طبیعی یک بچه با افراد مسن، داد سخن می داد. اشک در چشم های مادرم جمع می شد و مرا در آغوش می گرفت و مادربزرگ را به جهت این که لباس های پشمی و کلفتی که در گرمای تابستان تنم کرده بود ملامت می کرد و در هنگامه این بگو مگوها و اختلاف نظرهاف من هدیه روزهای یکشنبه ام را از مادرم می گرفتم و ....... ص 127
 

عنوان: شب ها موش ها هم می خوابند

مترجم:  نسرین شیخ نیا

ناشر: دانش پژوه

سال نشر: 1388

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 210 ص.

موضوع: مجموعه داستان های آلمانی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
هفت عادت مردمان موثر  
 
    اعتماد والاترین شکل ایجاد انگیزه در انسان است. بهترین ویژگی های مردم را نمایان می سازد. اگر چه مستلزم وقت و صبر و شکیبایی است. البته نشان آن نیست که آموزش و پرورش افراد ضرورت ندارد. زیرا کاردانی و مهارت آن نیز باید به سطح آن اعتماد برخیزد. مثلا کاملا طبیعی است که شما بهتر و سریع تر از بچه می توانید اتاق را تمیز کنید. اما نکته اینجاست که هدفتان این است که به او این توانایی را بدهید گه خودش این کار را انجام بدهد. البته وقتتان را می گیرد. اما این وقت چه نیکو سرمایه گذاری شده است. زیرا در دراز مدت هر دوی شما را نجات می دهد. ص 151
 

عنوان: هفت عادت مردمان موثر

گردآورنده: استفان کاوی

مترجم:  گیتی خوشدل

ناشر: نشر پیکان

سال نشر: 1375

شمارگان: 5000 نسخه

شماره صفحه: 189 ص.

موضوع: موفقیت- جنبه های روانشنناختی- خلق و خو

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
برای تو دخترم- زندگانی فاطمه زهرا (س)  
 
   فاطمه (س) به خوبی از مهر پدر نسبت به خویش آگاه است. می بیند که پدر نگران از آینده ی او، پیوسته مقام ارجمند این دختر را در پیشگاه خداوند بازگو می کند و امت خویش را نسبت به احترام و علاقه به این دختر سفارش می نماید.
   از سوی دیگر، وقتی پدر کار دشوار هدایت و رهبری مردم را در بیرون از خانه انجام داده و به داخل خانه پا می گذارد، شیرین ترین و لذت بخش ترین لحظه های زندگی برای این پدر و دختر فرا می رسد.
    اما با تمام این شادمانی ها، فاطمه (س) نگرانی بزرگی دارد.
    او نگران چیست؟ ص 38
 
 

عنوان: برای تو دخترم- زندگانی فاطمه زهرا (س)

گردآورنده: رضا شیرازی

ناشر: نقش نیزار

سال نشر: 1390

شمارگان: 4000 نسخه

شماره صفحه: 80 ص.

موضوع: فاطمه زهرا(س)

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
دیدار- سه داستان  
 
    
 
    از اتوبوس پیاده می شود، فلکه ساعت است، هیچکس نیست. پیش  رویش خیابان، خالی خالی است. شرجی است، زمین خیس است «پل نادری؟» چیزی جز ردیف چراغ ها- که انگار انتها ندارد- نمی بیند. بوی آشنا- بوی شب کارون را حس می کند. همه چیزی ساکت است، اتومبیلی پر شتاب می گذرد و یک لحظه، خلوت خیابان را آشفته می کند «پل سفید کو؟» طاق های بلند پل سفید را نمی بیند «نه! همه چی عوض شده!» بقچه را دست به دست می کند و کنار جدول، تو درازای خیابان راه می افتد. دور می شود، دورتر. حالا، زیر نور جیوه ای چراغ های حاشیه خیابان، مثل یک سایه- انگار- و یا مثل یک لکه سیاه، لرزش نامحسوسی دارد. چند لحظه بعد، جنبش سایه آرام می گیرد- ایستاده است؟ تردید دارد؟ راه را گم کرده است؟ «هووف! - دده، کجایی؟ کجا؟» ص 82
 

عنوان: دیدار

گردآورنده: احمد محمود

ناشر: معین

سال نشر: 1380

شمارگان: 1650 نسخه

شماره صفحه: 283 ص.

موضوع: داستان

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
فوق طبیعت: کنکاشی در دریافت های مرموز و ادراکات فذاحسی از دیدگاه علم و قرآن کریم، غیب بینی، اندیشه خوانی ....  
 
   رویای صادقه
   رویای صادقه این است که انسان در حالت خواب که همه مجازی ادراکات حسی او تعطیل اند بر برخی از اسرار و یا بر یک سلسله از وقایع گذشته، حال و یا آینده، به صورت فراحسی آگاه شود.  
    این پدیده فراحسی مورد تایید قرآن کریم است و به موارد متعددی از آن در آیات قرآن تصریح شده است.  
    یکی از این موارد رویای حضرت یوسف است که وی در سنین کودکی قرار داشته و خواب خود را این گونه برای پدرش یعقوب (ع) نقل می کند: 
     (به خاطر بیاور) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب دیدم که یازده ستاره، و خورشید و ماه در برابرم سجده می کنند.
    حضرت یعقوب که بر راستی خواب فرزندش یوسف آگاهی داشته، وی را از بازگو کردن خوابش برای برادرانش نهی می کند. ص 132
 

عنوان: فوق طبیعت

گردآورنده: دکتر ابراهیم کلانتری

ناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی

سال نشر: 1389

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 240 ص.

موضوع: علوم غریبه اسلامی- علوم غریبه- جنبه های قرآنی- ماوراء الطبیعه در قرآن- ماوراءالطبیعه

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
داستان یک شهر  
 
    
 
   هوا گرگ و میش است که از خواب بیدار می شوم. شب قبل، تا نیمه های شب غلت زدم و بعد نفهمیدم چه وقت خوابیدم. تمام شب، مثل آدم های تب دار بودم. سرم سنگین بود. چشمهام سرخ بود و می سوخت. روز قبل، ظهر که گذشت، طوفان پر توان شد و غروب، رگبار تند ساحلی با موج هایی که از دریا کنده می شد و تا دگل لنج ها بالا می رفت درهم آمیخت. رگبار زودگذر بود و بعد، یکهو همه چیز ساکت شد و نرمه باد خنکی وزیدن آغاز کرد. سطح دریا آرام شد، آسمان صاف شد، ماه درخشید و بوی خاک رطوبت دیده قاطی بوی شور دریا شد. ناخدا صالح از رفتن بازماند و جاشوها، با سطل، آب باران و آب دریا را جابه جا از تو لنج بیرون ریختند. همه جا تمیز شد و همه جا پاک شد. ص 169
 

عنوان: داستان یک شهر

گردآورنده: احمد محمود

ناشر: معین

سال نشر: 1372

شمارگان: 3300 نسخه

شماره صفحه: 612 ص.

موضوع: داستان های فارسی- قرن 14

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
ساعت شوم- احمد گلشیری  
 
   موتور لنج سوت کشید، در میانه جریان آب دور زد و جمعیت گرد آمده در بارانداز و زنان ایستاده در پشت پنجره ها، رساریو مونترو را برای بار آخر دیدند که در کنار مادرش روی همان چمدان های فلزی ای نشسته که هفت ماه پیش با آن از کشتی پیاده شده بود. دکتر اوکتاویو خیرالدو، که پشت پنجره دفترش ریش می تراشید، اندیشید که این سفر، از یک نظر، بازگشتی به واقعیت است. ص 101
 
 

عنوان: ساعت شوم

گردآورنده: گابریل گارسیا مارکز

مترجم: احمد گلشیری. ص 101

ناشر: نگاه

سال نشر: 1393

شمارگان: 2000 نسخه

شماره صفحه: 238 ص.

موضوع: داستان های کلمبیایی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
زبان بدن  
 

درباره‌ی کتاب:

آنچه مردم می گویند اغلب با آنچه که فکر یا احساس می کنند متفاوت است. با دانستن زبان بدن می توانید فکر آنان را با مشاهده حرکات و رفتارشان تعبیر و تفسیر نمایید. به نظر بعید می رسد اما یاد گرفتن زبان بدن راحت است و استفاده از آن لذت بخش.
افراد زیادی راز های زبان بدن را از آلن پیز متخصص بین المللی ارتباط غیر کلامی آموخته اند.
تعبیر حرکات بدن را بخوانید تا دریابید که:
چگونه می توان به دروغگویی شخصی پی برد
چگونه می توان خود را دوست داشتنی تر ساخت
چگونه می توان از همکاری دیگران برخوردار شد
چگونه می توان مصاحبه و مذاکره ای موفقیت آمیز انجام داد
چگونه می توان یک شریک انتخاب کرد.

عنوان: زبان بدن

گردآورنده: آلن پیز

مترجم: سمیرا اباذری

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1393

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 230 ص.

موضوع: چگونه با مشاهده ی حرکات دیگران به افکارشان راه یابیم؟ - زبان بدن: راهنمای تعبیر حرکات بدن- ارتباط غیر کلامی- زبان ایما و اشاره

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
سال نو مبارک  
     
 
سازشناسی  
 
   کتاب از دو بخش کلی: «سازهای ایرانی» و «سازهای غربی» و یک بخش ضمیمه تشکیل شده که این یکی نیز به نوبه خود، تحت دو عنوان: 1) مطالب نظری: «نت نویسی با کلیدهای دیگر» و 2) واژه نامه تنظیم شده است (در واژه نامه کلماتی معنی شده اند که در متن کتاب کمی درشت تر چاپ شده و بیشتر مفاهیمی نظری در موسیقی دارند)
 

عنوان: ساز شناسی

گردآورنده: پرویز منصوری

ناشر: زوار

سال نشر: 1393

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 228 ص

موضوع: سازها- سازهای ایرانی

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
چرا خدا هرگز نمی میرد  
 
    آیا خداوند مغز را خلق کرد یا مغز خداوند را؟
«تحقیقی تکان دهنده.... برخورد محترمانه ی نیوبرگ در برابر ناشناخته های بزرگ، ماند رفتارهای اینشتین است.» / دکتر لری دوسی؛ نویسنده ی کلام شفابخش و درمانی جدید.
چرا ما انسان ها همیشه تمایل داریم با چیزی بزرگ تر از خودمان در ارتباط باشیم؟ حتی امروزه در عصر پیشرفته ی تکنولوژیک، بیش از هفتاد درصد آمریکایی ها ادعا می کنند به خدداوند ایمان دارند. خلاصه این که، چرا خداوند هرگز نمی میرد؟ در این کتاب جدید، محققین اندرونیوبرگ و اوگن داکوئیلی تفسیری پیشنهاد می دهند که بسیار ساده و از نظر علمی دقیق است: میل مذهبی در بیولوژی مغز ریشه دارد.
در این کتاب، نیوبرگ و داکوئیلی تحقیقات نوینی در زمینه ی خداشناسی عصبی به اثبات می رسانند؛ آموزشی نوظهور مربوط به درک رابطه ی کامل بین معنویت و مغز. با تلفیق علم دقیق و دیدگاه اشراقی به صورت طبیعت آگاهی و معنویت، ایمان و منطق، تصوف و اطلاعات علمی را بهم پیوند می دهند. پایه ی عصبی چگونگی درک مغز از «واقعیت»، از معجزه کمتر نیست. این کتاب جالب و هیجان انگیز، معجزه و بیولوژی رابطه ی ماندگار ما با خداوند را شجاعانه بررسی می کند.
 

عنوان: چرا خدا هرگز نمی میرد

گردآورنده: دکتر اندرونیوبرگ- دکتر اوگن داکوئیلی

مترجم: فرناز کامیار

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1394

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 211 ص.

موضوع: روانشناسی مذهبی- مغز- شک و ایمان- خدا

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
     
 
اینشتین عاشق- عاشقانه های علمی  
 
    تولد آلبرت هیچ تغیری در نژاد سوابیایی ایجاد نکرد. وقتی زاده شد، مادربزرگش «یته» گفته بود که او بسیار چاق است. قسمت پشتی جمجه اش بسیار بزرگ بود، برای همین هم پاولینه می ترسید که ناقص الخلقه باشد؛ ترسی که به خاطر کندی آلبرت در یادگیری حرف زدن تشدید شد. بزرگتر از دو سال بود که نخستین تلاش هایش را برای حرف زدن کرد. خاطره انگیزترین حرفش در سن دو سال و نیمی بود، وقتس خواهرش مایا به دنیا آمد. او که انتظار یک اسباب بازی را داشت، می پرسید چرا خواهرش چرخ ندارد؟ ص 28
     
      سال ها بعد، هنگامی که یک مرد سالخورده بود، در حالی که نشان شهرت بمب اتمی و بی احتیاطی کوانتومی بر گردنش آویزان بود، گفته بود رازهای جهان، نخستین بار وقتی 6 ساله بود به او خودنمایی کرد؛ وقتی که پدرش قطب نمایی را به او نشان داده بود که عقربه ای لرزان، بی وقفه شمال مغناطیسی را نشان می داد. این یک داستان نمادین است. پسری جوان که در جستجوی نظمی نهفته در واقعیتی آشفته است؛ داستانی که بارها و بارها گفته خواهد شد. ص 33
 

عنوان: اینشتین عاشق

گردآورنده: رابرت ال ولک

مترجم: نغمه رضوی

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1393

شمارگان: 3000 نسخه

شماره صفحه: 576 ص

موضوع: سرگذشت نامه

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
دروغ گو را در چند دقیق بشناسید- مهارت کشف دروغ  
 
       
 
   تا کنون چند بار به دلیل این که به شما دروغ گفته شده یا فریب خورده اید از اقدام به کاری صرف نظر کرده یا از پیشرفتی بازمانده اید؟ آیا نمی خواهید دیگر فریب نخورید یا احمق جلوه نکنید؟!
در این اثر نویسنده مهارت های لازم را به شما می آموزد که چگونه در هر موقعیت و      مکالمه ای، دروغ را کشف و از حقیقت پرده برداری کنید. این کار، ابزارهایی نیاز دارد که این کتاب، آن ها را در اختیار شما می گذارد تا با روش هایی تجربه شده به لایه های عمیق مکالمات روزمره نفوذ کنید و از نهان و ذهن طرف مقابل آگاه شوید.
 
در این کتاب می آموزید:
* چگونه از زبان بدن افراد (حرکات و ژست ها) به راست یا دروغ گفتن آنان پی برید.
* چگونه مکالمات را به نحوی هدایت کنید که فرد مقابل را به راست گویی وادارید.
* چگونه در شرایط عمومی و نیز شرایط خاص، دروغ کلامی افراد را دریابید.
* چگونه برای کشف دروغ، مجموعه سوال های خود را طراحی کنید و انتظار چه پاسخ هایی را داشته باشید.
مراحل ابتدایی و مراحل پیشرفته کشف دروغ کدام است.
 
 

عنوان: دروغ گو را در چند دقیقه بشناسید - مهارت کشف دروغ

گردآورنده: دیوید جی. لیبرمن

مترجم: دکتر حسین رحیم منفرد- ابوالقاسم شهلایی مقدم

ناشر: نقش و نگار

سال نشر: 1384

شمارگان: 1000 نسخه

شماره صفحه: 208 ص.

موضوع: راستگویی و دروغگویی- فریبکاری

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
     
 
نٌه گام متفاوت انسان های موفق  
    
    چرا شما در زندگی به بعضی از اهداف خود می رسید و در برخی دیگر موفق نیستید؟ اگر به خود اطمینان ندارید، پس در سرگردانی به سر می برید. این عدم اطمینان نشان می دهد که حتی افراد بسیار ماهر و برتر برای شناسایی علت موفقیت و شکستشان به مشکل می خورند. این که شما از هنگام تولد ذاتا دارای توانایی هایی هستید و برخی استعدادها را ندارید، تنها پاسخی است که در واقع تکه های کوجکی از این پازل را تشکیل می دهد. تحقیقاتی که در طول چندین دهه انجام گرفت، نشان می دهد که افراد موفق به دلیل عملکردشان به اهداف شخصی و حرفه ای خود می رسند، نه به خاطر این که دارای چه شخصیتی هستند.
این نه گام، تدابیری هسند که افراد موفق برای تنظیم و دنبال کردن اهدافشان به کار      می برند.
 
گام اول: تخصصی عمل کنید
گام دوم: زمان عمل کردن بر اهدافتان را شناسایی کنید
گام سوم: مسیر باقی مانده تا هدف رادقیقا بفهمید
گام چهارم: مثبت اندیش واقع بین باشید
گام پنجم: بر بهتر شدن  متمرکزشوید نه خوب بودن
گام ششم: با ثبات باشید
گام هفتم: ماهیچه ی اراده ی خود را تقویت کنید
گام هشتم: وسوسه ی تقدیر نشوید
گام نهم: بر آنچه باید انجام دهید متمرکز شوید؟، نه آن چه نباید انجام دهید
 
 

عنوان: نه گام متفاوت انسان های موفق

گردآورنده: دکتر هیدی کرنت هالوارسون

مترجم: فرناز کامیار

ناشر: هورمزد

سال نشر: 1393

شماره صفحه: 66 ص

موضوع: موفقیت- موفقیت در کسب وکار- انگیزش

موجود در کتابخانه دبیرستان
 
 
 
 
     
 
کودک درون و چراغ جادو  
 
     بخواهید تا به شما داده شود، بجویید تا بیابید. در بزنید تا به روی شما باز شود. زیرا هر که چیزی بخواهد به دست خواهد آورد. هر که بجوید خواهد یافت. کافی است در بزنید که در به رویتان باز شود.
 
خواستن و طلب کردن شهامت می خواهد- چرا می ترسیم خواست خود را مطرح کنیم؟ بدانیم چه می خواهیم تا غول چراغ جادو بتواد خواستهایمان را برآورده کند- از دهلیزهای تو در توی ترس چگونه بگذریم تا به روشنایی برسیم؟ - پرسیدن و خواس